هوش مصنوعی: این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف معشوق و احساسات خود نسبت به او می‌پردازد. او از زیبایی‌های معشوق مانند چشمان، ابروها و موهایش سخن می‌گوید و از ناامیدی و دوری از او شکوه می‌کند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که او و معشوق رازهای یکدیگر هستند و دل‌هایشان به هم پیوسته است.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، درک زیبایی‌شناسی و ادبی این شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.

شماره ۱۰۱ - آرامش جان من آرام روان من

آرامش جان من آرام روان من
روشن بتو چشم من شادان بتو جان من ۱

بالات چو تیر من مژگان چو سنان من
گیسو چو کمند من ابرو چو کمان من ۲

بیهوده چرا داری ای سرو روان من
نومید چرا داری از وصل روان من ۳

ز بس که همی جوئی از هجر زیان من
ریش است نهان من زار است عیان من ۴

دانیم بهر حالی ای جان جهان من
من راز نهان تو تو راز نهان من ۵

هستم ز دل آن تو هستی ز دل آن من
بل نیست زبان تو شیرین چو زبان من ۶
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - گر ندیدی بهشت و حورالعین
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - آواره شد از مسکن و مأوا صنم من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.