هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از شادی و عشق به دوستش سخن میگوید و بیان میکند که تمام قولها و وعدههای دوستش راست بوده است. او ابراز میکند که حاضر است جان و جوانی خود را فدای دوستش کند و از دوری او رنج میبرد. همچنین، شاعر امیدوار است که دوستش به سوی او بازگردد و دوباره شادی را به او هدیه دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۴۵ - چونان شدم از شادی زین نامه که گفتی
چونان شدم از شادی زین نامه که گفتی
دادند بمن خط بملک دو جهانی
بر دوست گمانی بجز این برد دل من
ای دوست دلم بر تو غلط برد گمانی
هم قول تو هم وعده تو هر دو بود راست
هم راست دلی با من و هم راست زبانی
ای جان جوانی اگرت باز ببینم
حقا که فدای تو کنم جان و جوانی
چون ماه خزان از بر من دوری جستی
از رنگ رخم گشت چو نارنج خزانی
گردد چو گل سرخ بهار رخم از یار
گر روی بهاری را زی من برسانی
من هرچه بخواهم ز لب تو بستانم
تو هرچه بخواهی ز کف من بستانی
دادند بمن خط بملک دو جهانی
بر دوست گمانی بجز این برد دل من
ای دوست دلم بر تو غلط برد گمانی
هم قول تو هم وعده تو هر دو بود راست
هم راست دلی با من و هم راست زبانی
ای جان جوانی اگرت باز ببینم
حقا که فدای تو کنم جان و جوانی
چون ماه خزان از بر من دوری جستی
از رنگ رخم گشت چو نارنج خزانی
گردد چو گل سرخ بهار رخم از یار
گر روی بهاری را زی من برسانی
من هرچه بخواهم ز لب تو بستانم
تو هرچه بخواهی ز کف من بستانی
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۴ - کجائی تو این راحت جان کجائی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶ - آن ماه سرو بالا آن سرو ماه روی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.