هوش مصنوعی:
متن دعوت به رهایی از قید و بندهای اجتماعی و خودنمایی است. شاعر از مخاطب میخواهد که مانند رندان آزاد و بیپروا زندگی کند، از عقل عاشقانه و سودایی بهره ببرد و در دریای بیپایان وجود، خود را چون دریا گسترده کند. او تأکید میکند که جایگاه انسان در همه جا است و باید از محدودیتها فراتر رفت.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رهایی از قید و بندهای اجتماعی ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۶۱۶ - بیا تا رند هر جایی بباشیم
بیا تا رند هر جایی بباشیم
سر غوغا و رسوایی بباشیم ۱
نمیترسی که همچون خود نمایان
اسیر بند خودرایی بباشیم ۲
اگر در جمع قرایان نشینیم
ز سر تا پای قرایی بباشیم ۳
بیا تا در تماشای خرابات
چو رندان تماشایی بباشیم ۴
چو عقل ما عقیله است آن نکوتر
که عاشق وار سودایی بباشیم ۵
چو در دریای بی پایان فتادیم
همان بهتر که دریایی بباشیم ۶
چو صحرا گشت بر ما آنچه بایست
برون کون صحرایی بباشیم ۷
چو پیدا نیست جای ما چو عطار
همه جایی همه جایی بباشیم ۸
سر غوغا و رسوایی بباشیم ۱
نمیترسی که همچون خود نمایان
اسیر بند خودرایی بباشیم ۲
اگر در جمع قرایان نشینیم
ز سر تا پای قرایی بباشیم ۳
بیا تا در تماشای خرابات
چو رندان تماشایی بباشیم ۴
چو عقل ما عقیله است آن نکوتر
که عاشق وار سودایی بباشیم ۵
چو در دریای بی پایان فتادیم
همان بهتر که دریایی بباشیم ۶
چو صحرا گشت بر ما آنچه بایست
برون کون صحرایی بباشیم ۷
چو پیدا نیست جای ما چو عطار
همه جایی همه جایی بباشیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۱۵ - بر هرچه که دل نهاده باشیم
گوهر بعدی:غزل ۶۱۷ - ساقیا خیز که تا رخت به خمار کشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.