هوش مصنوعی:
این متن شعری است که بیانگر درد و رنج عاشقی است که از عشق و فراق معشوق خود رنج میبرد. شاعر از احساسات عمیق خود مانند اندوه، بیقراری، و ناتوانی در رهایی از عشق سخن میگوید. او از این که عشقش باعث رنج و درد شده است شکایت میکند، اما در عین حال تسلیم این احساس است و حتی از شادی بدون این درد نیز بیزار است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و بیان شاعرانه ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۶۷۸ - تا دل ز دست بیفتاد از تو
تا دل ز دست بیفتاد از تو
تن به اندوه فرو داد از تو ۱
دل من گشت چو دریایی خون
چشم من چشمهٔ خون زاد از تو ۲
تا دلم بندهٔ سودای تو شد
نیستم یک نفس آزاد از تو ۳
چند در خون دلم گردانی
طاقتم نیست که فریاد از تو ۴
لیک فریاد نمیدارد سود
گر زیانیم بود باد از تو ۵
تا ز عمرم نفسی میماند
خامشی از من و بیداد از تو ۶
خامشی به به چنین دل که مراست
شرمم آید که کنم یاد از تو ۷
در ره عشق تو شادیم مباد
گر نیم من به غمت شاد از تو ۸
شادمانیم نباشد که مرا
کار با درد تو افتاد از تو ۹
دل عطار چو درد تو نیافت
شد درین واقعه بر باد از تو ۱۰
تن به اندوه فرو داد از تو ۱
دل من گشت چو دریایی خون
چشم من چشمهٔ خون زاد از تو ۲
تا دلم بندهٔ سودای تو شد
نیستم یک نفس آزاد از تو ۳
چند در خون دلم گردانی
طاقتم نیست که فریاد از تو ۴
لیک فریاد نمیدارد سود
گر زیانیم بود باد از تو ۵
تا ز عمرم نفسی میماند
خامشی از من و بیداد از تو ۶
خامشی به به چنین دل که مراست
شرمم آید که کنم یاد از تو ۷
در ره عشق تو شادیم مباد
گر نیم من به غمت شاد از تو ۸
شادمانیم نباشد که مرا
کار با درد تو افتاد از تو ۹
دل عطار چو درد تو نیافت
شد درین واقعه بر باد از تو ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۷ - ماییم دل بریده ز پیوند و ناز تو
گوهر بعدی:غزل ۶۷۹ - ای مرا زندگی جان از تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.