هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد عشق و غم سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دلش در چنگال غم و عشق اسیر شده است. او از معشوق می‌خواهد که نزدش بیاید و ببیند چه فتنه‌ای برانگیخته است. عشق و صبر از او گریخته و آتش غم بر سرش افروخته شده است. در نهایت، شاعر از ریختن خون دلش می‌گوید و آن را به معشوق نسبت می‌دهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۶۳ - ای غمت اندر دلم آویخته

ای غمت اندر دلم آویخته
درد تو با جان من آمیخته ۱

در خم زلفت دل من بیگناه
مانده و بر تار موی آویخته ۲

خیز و به نزدیک من آی و ببین
کز تو چه فتنه است برانگیخته ۳

عشق ز من ناشده باز آمده
صبر به من نامده بگریخته ۴

نیک بر آمد دلم الحق کزوست
بر سر من آتش غم بیخته ۵

خون دل از دیده همی ریختم
خون بدان به که بود ریخته ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۲ - خاک را چاک زد ای دوست گیاه
گوهر بعدی:شماره ۶۴ - ای همچو ماه پیشرو لشکر آمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.