درباره سید حسن غزنوی
حسن غزنوی (با نام کامل: اشرفالدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرامشاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالبهای شعری طبعآزمایی کرده و از معاصرین سنایی بود. غزنوی در سال ۵۶۵ ه.ق به علت ابتلای ناگهانی به بیماری در روستای آزادوار درگذشت و آرامگاهش در همانجاست.
آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - ای تخت را خجسته تر از تاج گاه را
شماره ۲ - هوای وصل جانانم گرفتست
شماره ۳ - صنما بسته ی آنم که در این منزل تست
شماره ۴ - یارب در آن کلاله چرا عقل گمره است
شماره ۵ - روزم ز هجر تو به صفت چون شب آمده است
شماره ۶ - ای که گل جامه ز رنگ رخ تو چاک زده است
شماره ۷ - دل و جانم به ره جانان است
شماره ۸ - هین در دهید باده که هنگام بی غمی است
شماره ۹ - قمری اندر بهار یار من است
شماره ۱۰ - ای سرور کرده پادشاهت
شماره ۱۱ - ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
شماره ۱۲ - چه کنم قصه کز آن مایه ی غم بر تن چیست
شمارهٔ ۱۳ - بالتماس دوستی گفته
شماره ۱۴ - کریمی کو که در عالم زبون نیست
شماره ۱۵ - ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست
شماره ۱۶ - در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیست
شماره ۱۷ - عشق بازی صدم افزون افتاد
شماره ۱۸ - دل در طراز حلقه زلفت در اوفتاد
شماره ۱۹ - روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتد
شماره ۲۰ - ایکه قدرت صد چو گردون آورد
شماره ۲۱ - دل کار هوات می بسازد
شماره ۲۲ - دوش بر هندوی خود بدمستیی ترکانه کرد
شماره ۲۳ - از لعل آبدار تو پاسخ همی رسد
شماره ۲۴ - مهرش از دل همی گذر نکند
شماره ۲۵ - روح ز تو خوبتر به خواب نبیند
شماره ۲۶ - یار چون عیسیم به ماه برد
شماره ۲۷ - گر شمع تو بی زحمت پروانه بماند
شماره ۲۸ - لبم از بوس او شکر چیند
شماره ۲۹ - پسرا تا کی از این خواهد بود
شماره ۳۰ - که بود جان که نه در بند وفای تو بود
شماره ۳۱ - دل چون ز لبت شراب خواهد
شماره ۳۲ - حسن تو به گفت هم نیاید
شماره ۳۳ - آخر دلم به آرزوی خویشتن رسید
شماره ۳۴ - آرام دل مرا بخوانید
شماره ۳۵ - صبح را رنگ بدان عارض چون ماه دهد
شماره ۳۶ - هر آینه که دگر بایدم گزیدن یار
شماره ۳۷ - سرو را ساکن به تخت آباد باش
شماره ۳۸ - برآن زلف و لب و خال و بنا گوش
شماره ۳۹ - گشت عنابی سرشکم زان لب عناب رنگ
شماره ۴۰ - سخت با ما تو بخیلی بسلام
شماره ۴۱ - دل در غم عشق یار بستیم
شماره ۴۲ - از صبر نکرده بازگشتم
شماره ۴۳ - همه شب دوش من بیدار بودم
شماره ۴۴ - مجمر مهر سوخت چون عودم
شماره ۴۵ - آمد نفس به آخر یک هم نفس ندارم
شماره ۴۶ - حاصل ز تو جز درد دل ریش ندارم
شماره ۴۷ - ای چهره تو بهار جانم
شماره ۴۸ - برآنم که از روح شاهی کنم
شماره ۴۹ - ای کرده همه بدی به جایم
شماره ۵۰ - تن در بد و نیک یار دادیم
شماره ۵۱ - زار بکشتی تو از آن می زیم
شماره ۵۲ - سرو را چون سوی آن گردون اعلا آمدیم
شماره ۵۳ - ای همچو گل مطیع تو با برگ و بانوان
شماره ۵۴ - ای صنم ماه روی هر چه توانی مکن
شماره ۵۵ - ای بهار جان و دل بخرام یکره در چمن
شماره ۵۶ - ای حلقه زلفین تو دام گل و سوسن
شماره ۵۷ - ای بر فلک رسیده خروش از سماع تو
شماره ۵۸ - ای ابر گلستان معالی کرم تو
شماره ۵۹ - ای مرا بیشه دوستداری تو
شماره ۶۰ - ای صاحب آن دو زلف کوتاه
شماره ۶۱ - ای بنسب شهریار وی بحسب پادشاه
شماره ۶۲ - خاک را چاک زد ای دوست گیاه
شماره ۶۳ - ای غمت اندر دلم آویخته
شماره ۶۴ - ای همچو ماه پیشرو لشکر آمده
شماره ۶۵ - ای آرزوی دیده بینا چگونه ای
شماره ۶۶ - ای مونس جان من کجائی
شماره ۶۷ - ما را رخ آن نگار بایستی
شماره ۶۸ - چو جانم گرامی همی داشتی
شماره ۶۹ - رفتی و چون زلف خود در آتشم بگذاشتی
شماره ۷۰ - ای سعد فلک بندگی شاه گرفتی
شماره ۷۱ - گر دوست غم دوست بخوردی سره بودی
شماره ۷۲ - خورشید چنان نور ندارد که تو داری
شماره ۷۳ - خه خه که چو بوالعجب نگاری
شماره ۷۴ - ای ز من آزرده یار من گناهی دارمی
شماره ۷۵ - ای چشمه آب زندگانی
شماره ۷۶ - بی تو دردی است ز هر درمانی
شماره ۷۷ - جانا تو به دیگران چه مانی
شماره ۷۸ - منم در عشق تو جسمی و جانی
شماره ۷۹ - ایکه دل را دل و جان را جانی
شماره ۸۰ - ای باد روح پرور زنهار اگر توانی
شماره ۸۱ - رخ بپوش از قمر چه می خواهی
شماره ۸۲ - ساقیا وقتست اگر ما را شرابی در دهی
شماره ۸۳ - ای گوهر کیمیای شاهی