خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این ابیات عشق و وابستگی خود به معشوق را بیان میکند و تأکید میکند که بدون او، زندگیاش بیمعنا و بیرنگ است. او معشوق را یگانه دلیل وجودی خود میداند و هر چیزی را بدون حضور و بوی وصال معشوق، بیارزش توصیف میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، این شعر نیازمند سطحی از بلوغ فکری برای درک احساسات و مفاهیم انتزاعی است.
شماره ۳۱ - بی عارض چون سیم توام سنگی نیست
بی عارض چون سیم توام سنگی نیست
زین آمدنم جز به تو آهنگی نیست ۱
آخر چه گلی که هیچ فرسنگی نیست
کز بوی وصال تو در آن رنگی نیست ۲
زین آمدنم جز به تو آهنگی نیست ۱
آخر چه گلی که هیچ فرسنگی نیست
کز بوی وصال تو در آن رنگی نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - شبها ز تو در سرم چه سوداست که نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - تا مریم وقت شد هوا جوی بهشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.