خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این ابیات از درد عشق و غم ناشی از آن سخن میگوید. او بیان میکند که دلش به عشق دلآرایی گرفتار شده و غم، او را به بند کشیده است. با وجود توصیه به صبر، بدیها جایگزین خوبیها شدهاند.
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان کمسنتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این ابیات نیاز به آشنایی نسبی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
شماره ۳۷ - دل را چو هوای آن دل آرای گرفت
دل را چو هوای آن دل آرای گرفت
دست غمش آمد و مرا پای گرفت ۱
گفتی که اگر صبر کنم نیک آید
تا نیک آید بد آمد و جای گرفت ۲
دست غمش آمد و مرا پای گرفت ۱
گفتی که اگر صبر کنم نیک آید
تا نیک آید بد آمد و جای گرفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - بی یاد تو نرگس، قدح زر نگرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - جان جز به امید تو سکونی نگرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.