خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر عشق و دلبستگی شدید است که در آن شخص به امید معشوق آرامش مییابد، اما در نهایت به دیوانگی و ناامیدی میرسد. دلش که مانند معشوقش تسلیم عشق نشد، افسوس میخورد که به جای عشق، خون (رنج) گرفت و به آرامش نرسید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند دیوانگی و خون ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۳۸ - جان جز به امید تو سکونی نگرفت
جان جز به امید تو سکونی نگرفت
دیوانه شد و ز دم فسونی نگرفت ۱
آن دل که چو تو عشق زبونی نگرفت
افسوس که خون گرفت و خونی نگرفت ۲
دیوانه شد و ز دم فسونی نگرفت ۱
آن دل که چو تو عشق زبونی نگرفت
افسوس که خون گرفت و خونی نگرفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - دل را چو هوای آن دل آرای گرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - چون خواست حسن مدح شهنشاهی گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.