خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشوههای نیمبند معشوق شکایت دارد و بیان میکند که معشوق نه تنها به او توجهی نکرده، بلکه باعث رنجش او شده است. با این حال، معشوق بر تخت دل او حکومت میکند و چشمهای شاعر هنوز هم در انتظار اوست.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۲ - یک وعده که نیم عشوه بد یار نداد
یک وعده که نیم عشوه بد یار نداد
در گلشن وصل خود مرا خار نداد ۱
بر تخت دلم به پادشاهی بنشست
پس مردمک چشم مرا بار نداد ۲
در گلشن وصل خود مرا خار نداد ۱
بر تخت دلم به پادشاهی بنشست
پس مردمک چشم مرا بار نداد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱ - ای شاه زمین دور زمان بی تو مباد
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - یارم چو کلاله بر گل و لاله نهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.