خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد جدایی و نرسیدن به معشوق میگوید و بیان میکند که همه چیز از دست رفته است، از جمله شادی، صبر و حتی جان.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، درک زیباییهای شعر کلاسیک معمولاً به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۶۴ - دردا که دلم به وصل تو شاد نماند
دردا که دلم به وصل تو شاد نماند
وز خاک درت به دست جز باد نماند ۱
جانی که تو را عزیز میداشت برفت
صبری که مرا غرور میداد نماند ۲
وز خاک درت به دست جز باد نماند ۱
جانی که تو را عزیز میداشت برفت
صبری که مرا غرور میداد نماند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - یارم ره و رسم عشق نیکو داند
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - هر شب که دلم به حیلها درماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.