خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنجی که در هر لحظه متحمل میشود شکایت میکند و از معشوق میخواهد که دست عنایت خود را از سر او بردارد و او را به حال خود رها کند.
متن دارای مضامین عاطفی و غمگینانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۸۷ - هر لحظه کنی دلا یکی درد شکار
هر لحظه کنی دلا یکی درد شکار
وانگه به هزار محنتم بکشی زار ۱
دانی چکنی مرا به من باز گذار
وین دست عنایت از سر من بردار ۲
وانگه به هزار محنتم بکشی زار ۱
دانی چکنی مرا به من باز گذار
وین دست عنایت از سر من بردار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶ - در عشق نماند دیده را جای امید
گوهر بعدی:شماره ۸۸ - ای رنگ رخت جامه جادوی بهار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.