هوش مصنوعی:
شاعر از عکس خیال معشوق به عنوان آفتاب چشمش یاد میکند و از از دست دادن خواب و آرامش خود به دلیل گریههای فراوان مینالد. او میپرسد که چرا اشکهایش همچون آب از چشمش رفتهاند و ابراز میکند که اشکهایش حتی بر خاک نیز نمیافتند.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۳۰ - ای عکس خیالت آفتاب چشمم
ای عکس خیالت آفتاب چشمم
زین بیش مبر چو آب خواب چشمم ۱
زین پیش ببردند چو آب چشمم؟
بر خاک نیفتد آخر آب چشمم ۲
زین بیش مبر چو آب خواب چشمم ۱
زین پیش ببردند چو آب چشمم؟
بر خاک نیفتد آخر آب چشمم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - از علم زمین و آسمان می گیرم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - چون باز رهد ز غصه جان پاکم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.