خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از رهایی از غم و اندوه میگوید و خود را سوار بر اسبی آسمانی تصویر میکند. او از دیگران میخواهد که مانند زنان گریه نکنند و به جای آن، به عظمت او و جایگاهش در آسمان توجه کنند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۳۱ - چون باز رهد ز غصه جان پاکم
چون باز رهد ز غصه جان پاکم
مگری چو زنان که بهر تو غمناکم ۱
من خنگ سوار کرده افلاکم
خاکش برسر که سر نهد بر خاکم ۲
مگری چو زنان که بهر تو غمناکم ۱
من خنگ سوار کرده افلاکم
خاکش برسر که سر نهد بر خاکم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۰ - ای عکس خیالت آفتاب چشمم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۲ - در دست یک ستمگر افتاد دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.