خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و سوز عشق شکایت میکند و بیان میکند که بدون معشوق، آرامش و قرار ندارد و حتی دویدن به سوی او نیز مشکل است.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد.
شماره ۱۸۶ - دردت ز دلم بدر نمی داند شد
دردت ز دلم بدر نمی داند شد
وین سوز تو از جگر نمی داند شد ۱
نزد تو به سر دوان بیایم چکنم
چون بی تو مرا به سر نمی داند شد ۲
وین سوز تو از جگر نمی داند شد ۱
نزد تو به سر دوان بیایم چکنم
چون بی تو مرا به سر نمی داند شد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۵ - دل در زر و سیم و دولت و بخت مبند
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷ - کس را بر تو ز ناز تمکین نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.