هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و فراق مینالد و بیان میکند که در جهان هیچ کس مانند معشوقش نیست. او از سوختن دل در آتش عشق و نبود اثری از مهر معشوق شکایت دارد و احساس میکند که در این راه تنهاست و کسی را نمییابد که درد او را درک کند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۷۵ - مه من شام غمت را سحری پیدا نیست
مه من شام غمت را سحری پیدا نیست
آه ازین غم که ز مهرت اثری پیدا نیست ۱
بر تو گر من نگزینم دگری نیست عجب
چه کنم در همه عالم دگری پیدا نیست ۲
دل شد آواره و زد عشق تو آتش در تن
خانه سوخت زآتش شرری پیدا نیست ۳
غالبا سیل غمت برد ز جا دلها را
کز دل گم شده ما خبری پیدا نیست ۴
گم شدم در صف عشاق نپرسید آن مه
که درین دایره خونین جگری پیدا نیست ۵
اشک را خوار مبینید که در بحر وجود
طلبیدیم ازین به گهری پیدا نیست ۶
در ره عشق فضولی دم رسوایی زد
چند گویید که صاحب نظری پیدا نیست ۷
آه ازین غم که ز مهرت اثری پیدا نیست ۱
بر تو گر من نگزینم دگری نیست عجب
چه کنم در همه عالم دگری پیدا نیست ۲
دل شد آواره و زد عشق تو آتش در تن
خانه سوخت زآتش شرری پیدا نیست ۳
غالبا سیل غمت برد ز جا دلها را
کز دل گم شده ما خبری پیدا نیست ۴
گم شدم در صف عشاق نپرسید آن مه
که درین دایره خونین جگری پیدا نیست ۵
اشک را خوار مبینید که در بحر وجود
طلبیدیم ازین به گهری پیدا نیست ۶
در ره عشق فضولی دم رسوایی زد
چند گویید که صاحب نظری پیدا نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴ - در هجر یار حال دل زار مشکل است
گوهر بعدی:شماره ۷۶ - ای طربخانه دل خلوت سلطان غمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.