هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و علاقه شدید خود به معشوق سخن میگوید. او از روز و شب خود بدون معشوق میگوید و بیان میکند که چگونه عشق معشوق تمام وجودش را فرا گرفته است. شاعر از زیباییهای معشوق مانند رویش، موهایش و لبهایش تعریف میکند و خود را بنده و فدای معشوق میداند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۷۲۳ - ای درس عشقت هر شبم تا روز تکرار آمده
ای درس عشقت هر شبم تا روز تکرار آمده
وی روز من بی روی تو همچون شب تار آمده ۱
ای مه غلام روی تو گشته زحل هندوی تو
وی خور ز عکس روی تو چون ذره در کار آمده ۲
ای در سرم سودای تو جان و دلم شیدای تو
گردون به زیر پای تو چون خاک ره خوار آمده ۳
جان بنده شد رای تورا روی دلآرای تو را
خاک کف پای تو را چشمم به دیدار آمده ۴
چون بر بساط دلبری شطرنج عشقم میبری
گشتم ز جان و دل بری ای یار عیار آمده ۵
تا نرد عشقت باختم شش را ز یک نشناختم
چون جان و دل درباختم هستم به زنهار آمده ۶
ای جزع تو شکر فروش ای لعل تو گوهر فروش
ای زلف تو عنبر فروش از پیش عطار آمده ۷
وی روز من بی روی تو همچون شب تار آمده ۱
ای مه غلام روی تو گشته زحل هندوی تو
وی خور ز عکس روی تو چون ذره در کار آمده ۲
ای در سرم سودای تو جان و دلم شیدای تو
گردون به زیر پای تو چون خاک ره خوار آمده ۳
جان بنده شد رای تورا روی دلآرای تو را
خاک کف پای تو را چشمم به دیدار آمده ۴
چون بر بساط دلبری شطرنج عشقم میبری
گشتم ز جان و دل بری ای یار عیار آمده ۵
تا نرد عشقت باختم شش را ز یک نشناختم
چون جان و دل درباختم هستم به زنهار آمده ۶
ای جزع تو شکر فروش ای لعل تو گوهر فروش
ای زلف تو عنبر فروش از پیش عطار آمده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲۲ - ای هر دهان ز یاد لبت پر عسل شده
گوهر بعدی:غزل ۷۲۴ - ای ز صفات لبت عقل به جان آمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.