هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که از غفلت و دوری از حقیقت سخن میگوید. شاعر از انسانهایی میگوید که در غفلت و حرص نفس غرق شدهاند و ایمان خود را به خاطر لذتهای زودگذر از دست دادهاند. او از عذاب و اضطراب انسانها در روز قیامت و نقد اعمالشان میگوید و تأکید میکند که تنها عاشقان حقیقی میتوانند از این بحران نجات یابند. شاعر همچنین از عشق حقیقی و پنهان بودن دریای عشق از چشم خلق سخن میگوید و از عجایب عشق و محبت مینالد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عذاب، اضطراب، و نقد اعمال ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و پیچیده باشد.
غزل ۷۲۵ - ای ز شراب غفلت مست و خراب مانده
ای ز شراب غفلت مست و خراب مانده
با سایه خو گرفته وز آفتاب مانده ۱
تا چند باشی آخر از حرص نفس کافر
ایمان به باد داده در خورد و خواب مانده ۲
اندیشه کن تو روزی کین خفتگان ره را
گه در حجاب بینی گه در عذاب مانده ۳
آنجا که نقدها را ناقد عیار خواهد
مردان مرد بینی در اضطراب مانده ۴
وانجا که باز خواهند از جان و دل نشانی
هم دل سیاه بینی هم جان خراب مانده ۵
وانجا که عاشقان را از صدق باز پرسند
بس عاشق مجازی کاندر جواب مانده ۶
ای اوفتاده از ره بگشای چشم و بنگر
پیران راهبین را سر در طناب مانده ۷
عیسی پاکرو را از سوزنی شکسته
حیران میان این ره چون در خلاب مانده ۸
ترسم که هیچ عاشق پیشان ره نبیند
وان ماهرخ بماند اندر نقاب مانده ۹
در بحر عشق دری است از چشم خلق پنهان
ما جمله غرقه گشته وان در درآب مانده ۱۰
بر آتش محبت از شرح این عجایب
عطار را دل و جان در تف و تاب مانده ۱۱
با سایه خو گرفته وز آفتاب مانده ۱
تا چند باشی آخر از حرص نفس کافر
ایمان به باد داده در خورد و خواب مانده ۲
اندیشه کن تو روزی کین خفتگان ره را
گه در حجاب بینی گه در عذاب مانده ۳
آنجا که نقدها را ناقد عیار خواهد
مردان مرد بینی در اضطراب مانده ۴
وانجا که باز خواهند از جان و دل نشانی
هم دل سیاه بینی هم جان خراب مانده ۵
وانجا که عاشقان را از صدق باز پرسند
بس عاشق مجازی کاندر جواب مانده ۶
ای اوفتاده از ره بگشای چشم و بنگر
پیران راهبین را سر در طناب مانده ۷
عیسی پاکرو را از سوزنی شکسته
حیران میان این ره چون در خلاب مانده ۸
ترسم که هیچ عاشق پیشان ره نبیند
وان ماهرخ بماند اندر نقاب مانده ۹
در بحر عشق دری است از چشم خلق پنهان
ما جمله غرقه گشته وان در درآب مانده ۱۰
بر آتش محبت از شرح این عجایب
عطار را دل و جان در تف و تاب مانده ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲۴ - ای ز صفات لبت عقل به جان آمده
گوهر بعدی:غزل ۷۲۶ - در راه تو مردانند از خویش نهان مانده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.