هوش مصنوعی:
این شعر به بیان درد و رنج عشق و فراق میپردازد. شاعر از آزار معشوق، غمهای دل، و آرزوی دیدار او سخن میگوید و در جستوجوی کسی است که بتواند رنجهایش را درک کند. همچنین، او از بیقراری دل و نیاز به آرامش میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و بیقراری دل ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۱۰ - جانی که هست رسته ز آزار او کجاست
جانی که هست رسته ز آزار او کجاست
آزاده که نیست گرفتار او کجاست ۱
آسوده که داشته باشد فراغتی
در دور غمزه های ستمگار او کجاست ۲
صاحب دلی که در دل او نیست بار غم
در آرزوی لعل گهربار او کجاست ۳
من نیستم فتاده رفتار او همین
افتاده که نیست ز رفتار او کجاست ۴
تنها مگو که واله رخسار او منم
آن کس که نیست واله رخسار او کجاست ۵
بی پرده اوست در همه جا جلوه گر ولی
چشمی که هست قابل دیدار او کجاست ۶
دل بود جای محنت بسیار او بسوخت
در حیرتم که محنت بسیار او کجاست ۷
از غم دل فضولی زارست بی قرار
یارب قرار بخش دل زار او کجاست ۸
آزاده که نیست گرفتار او کجاست ۱
آسوده که داشته باشد فراغتی
در دور غمزه های ستمگار او کجاست ۲
صاحب دلی که در دل او نیست بار غم
در آرزوی لعل گهربار او کجاست ۳
من نیستم فتاده رفتار او همین
افتاده که نیست ز رفتار او کجاست ۴
تنها مگو که واله رخسار او منم
آن کس که نیست واله رخسار او کجاست ۵
بی پرده اوست در همه جا جلوه گر ولی
چشمی که هست قابل دیدار او کجاست ۶
دل بود جای محنت بسیار او بسوخت
در حیرتم که محنت بسیار او کجاست ۷
از غم دل فضولی زارست بی قرار
یارب قرار بخش دل زار او کجاست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - بهترین سیرها سیر بیابان فناست
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - ما را بلای عشق تو عمریست آشناست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.