هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و جفای معشوق سخن می‌گوید. او از درد فراق و بی‌وفایی معشوق شکایت دارد و از تأثیر عمیق این عشق بر قلب خود می‌نویسد. همچنین، شاعر به زیبایی‌های معشوق و دل‌بستگی‌های خود اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کاررفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

شماره ۲۵۷ - بسی تاب از غم آن گیسوان پرشکن دیدم

بسی تاب از غم آن گیسوان پرشکن دیدم
که تا سر رشته وصلت بدست خویشتن دیدم ۱

ندیدم هیچ کس را غافل از افسانه عشقت
تو بودی بر زبان هر جا دو کس را در سخن دیدم ۲

جفا هر چند بر من بیشتر کردی نشد کمتر
وفا کز من تو دیدی از جفایی کز تو من دیدم ۳

مگر شد باغبان دلبسته سرو خرامانت
که او را سست در پروردن سرو چمن دیدم ۴

جراحتهای تازه بر دلم بگشود صد روزن
ز هر روزن درو دور از تو صد داغ کهن دیدم ۵

نمودی حال مشکین بر بیاض چهره زیبا
سواد نقطه از مشک بر برگ سمن دیدم ۶

فضولی در هوای دلبران می بینمت گویا
ندیدی آنچه من زان دلبر پیمان شکن دیدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۶ - نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرم
گوهر بعدی:شماره ۲۵۸ - نه مژگانست کز خونابه دل لاله گون کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.