هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس دوری از یار و سقوط از جایگاه اجتماعی خود مینالد. او از غربت، بیتوجهی دیگران و مصائب روزگار شکایت دارد و خود را گرفتار عشق و روزگار میداند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۲۲ - چیست جرم من که باز از چشم یار افتاده ام
چیست جرم من که باز از چشم یار افتاده ام
معتبر بودم ز چشم اعتبار افتاده ام ۱
مانده ام بر حال خود حیران جدا از کوی یار
مبتلای غربتم دور از دیار افتاده ام ۲
گلرخان یک ره نمی بینند سوی من بلطف
گر چه می دانند خوار و خاکسار افتاده ام ۳
مردمی هرگز نمی بینم چه حالست این مگر
از میان مردمان من بر کنار افتاده ام ۴
رشته جان مرا افکند دوران پیچ و تاب
تا بسودای سر زلف نگار افتاده ام ۵
روزگارم می کشد با صد مصیبت چون کنم
صید مجروحم بدام روزگار افتاده ام ۶
بلبل عرشم فضولی منزلم گلزار قدس
من درین محنت سرا بی اختیار افتاده ام ۷
معتبر بودم ز چشم اعتبار افتاده ام ۱
مانده ام بر حال خود حیران جدا از کوی یار
مبتلای غربتم دور از دیار افتاده ام ۲
گلرخان یک ره نمی بینند سوی من بلطف
گر چه می دانند خوار و خاکسار افتاده ام ۳
مردمی هرگز نمی بینم چه حالست این مگر
از میان مردمان من بر کنار افتاده ام ۴
رشته جان مرا افکند دوران پیچ و تاب
تا بسودای سر زلف نگار افتاده ام ۵
روزگارم می کشد با صد مصیبت چون کنم
صید مجروحم بدام روزگار افتاده ام ۶
بلبل عرشم فضولی منزلم گلزار قدس
من درین محنت سرا بی اختیار افتاده ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۱ - جفا کارست و خونریز آن بت بی درد می دانم
گوهر بعدی:شماره ۳۲۳ - پنهان غم دلم ز تو ای جان نمی کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.