هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد عشق و رنجهای ناشی از آن است. شاعر از عشق بیپاسخ، رنجهای روحی، و حسادتهای عاشقانه سخن میگوید. او از معشوق خود میخواهد که به دردهایش گوش دهد و از مقایسهاش با داستانهای عاشقانه دیگر خودداری کند. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند درد عشق و حسادت نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۴۹ - غم لعل ترا در سینه جا کردم که جان است این
غم لعل ترا در سینه جا کردم که جان است این
تمنای حیات جاودان دارم از آن است این ۱
مکن لیلی وش من گوش بر افسانه مجنون
حدیث درد من بشنو که به ز آن داستان است این ۲
ز شرم صورت خوب تو می گردد پری پنهان
چه حاجت من کنم اظهار این معنی عیان است این ۳
لگدکوب رقیبت شد تن اندوه پروردم
مگو تن پیش سگ افتاده مشتی استخوان است این ۴
هوا از شاخ گل پیکان خونین می کشد گویا
بدل خوردست تیر رشک قدت را نشان است این ۵
قرارم برد رفتارت سرشکم ریخت گفتارت
چه قد دلستان است آن چه لعل درفشان است این ۶
فضولی می رسد هر شب بمه فریاد و افغانت
شبی آن مه نمی پرسد چه فریاد و فغان است این ۷
تمنای حیات جاودان دارم از آن است این ۱
مکن لیلی وش من گوش بر افسانه مجنون
حدیث درد من بشنو که به ز آن داستان است این ۲
ز شرم صورت خوب تو می گردد پری پنهان
چه حاجت من کنم اظهار این معنی عیان است این ۳
لگدکوب رقیبت شد تن اندوه پروردم
مگو تن پیش سگ افتاده مشتی استخوان است این ۴
هوا از شاخ گل پیکان خونین می کشد گویا
بدل خوردست تیر رشک قدت را نشان است این ۵
قرارم برد رفتارت سرشکم ریخت گفتارت
چه قد دلستان است آن چه لعل درفشان است این ۶
فضولی می رسد هر شب بمه فریاد و افغانت
شبی آن مه نمی پرسد چه فریاد و فغان است این ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۸ - تا بدرد عشق جان از تن نمی آید برون
گوهر بعدی:شماره ۳۵۰ - شد آن گل چهره باز از خانه با عزم سفر بیرون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.