هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به عشق و محبت اشاره میکند و از درد دل و رنجهای عاشقانه میگوید. او از معشوق میخواهد که به او رحم کند و حال دلش را درک نماید، اما در نهایت به این نتیجه میرسد که ابراز ناتوانی در پیش معشوق بیفایده است و بهتر است سکوت کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۱۰ - ای لعل تو آب زندگانی
ای لعل تو آب زندگانی
عشق تو حیات جاودانی ۱
گفتم که ترحمی نمایی
چون حال دل مرا بدانی ۲
حال دل خویش با تو صدره
گفتم بزبان بی زبانی ۳
پیش تو عیان چو گشت حالم
کردی بنیاد مهربانی ۴
رحمی بدل تو آمد اما
نگذاشت غرور نوجوانی ۵
چون هیچ نتیجه ندارد
در پیش تو عرض ناتوانی ۶
آن به که فضولی ار بمیرد
ظاهر نکند غم نهانی ۷
عشق تو حیات جاودانی ۱
گفتم که ترحمی نمایی
چون حال دل مرا بدانی ۲
حال دل خویش با تو صدره
گفتم بزبان بی زبانی ۳
پیش تو عیان چو گشت حالم
کردی بنیاد مهربانی ۴
رحمی بدل تو آمد اما
نگذاشت غرور نوجوانی ۵
چون هیچ نتیجه ندارد
در پیش تو عرض ناتوانی ۶
آن به که فضولی ار بمیرد
ظاهر نکند غم نهانی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۹ - نپرسد از من بی کس درین دیار کسی
بعدی:مقطعات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.