هوش مصنوعی: در این متن، شاعر روزی را توصیف می‌کند که هیچ اثری از هیچ چیز نبود، زمانه از خواب عدم بیدار نشده بود، نور او مانند شرر آتش و گل او بدون خار بود. در آن روز، تنها او و یارش حضور داشتند و هیچ غریبه‌ای وجود نداشت.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۴۰ - روزی که ز هر چه هست آثار نبود

روزی که ز هر چه هست آثار نبود
وز خواب عدم زمانه بیدار نبود ۱

نورم شرر نار و گلم خار نداشت
من بودم و یار بود و اغیار نبود ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹ - حکم ازلم اسیر رفتار تو کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - چون لاله پریرم آتشی در دل بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.