هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه، درباره عشق به معشوق الهی و گذشتن از خود و دنیا برای رسیدن به اوست. شاعر از عشق به عنوان راهی برای رسیدن به حقیقت یاد میکند و تأکید میکند که برای دیدن جمال معشوق، باید از خودخواهی و تعلقات دنیوی گذشت. همچنین، متن به مفاهیمی مانند عرفان، زهد، و عشق الهی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۷۱ - الصلا ای دل اگر در عشق او اقرار داری
الصلا ای دل اگر در عشق او اقرار داری
الحذر گر ذرهای در عشق او انکار داری ۱
کی توانی دید روی گل که همچون خار گشتی
گر زمانی خلوتی داری میان خار داری ۲
تا تو از توی و توی خود برون آیی بهکلی
عمر بگذشت و تو در هر توی عمری کار داری ۳
همچو پروانه سر افشان گر وصال شمع خواهی
همچو خرقه سر درافکن گر سر اسرار داری ۴
در گذر از کعبه و خمار گر تو مرد عشقی
زانکه تو ره ماورای کعبه و خمار داری ۵
در درون صومعه معیار داری هیچ نبود
در خرابات آی تا حاصل کنی معیار داری ۶
گرچه اندر صومعه از رهبران خرقه پوشی
لیکن اندر میکده زین گمرهی زنار داری ۷
تا قدم در زهد داری احولی در غیر بینی
غیر بینی میکنی اکنون سر اغیار داری ۸
دل همی بیند که در هر ذرهای رویی است او را
در نگر ای کوردل گر دیدهٔ دیدار داری ۹
ماهرویا من ندارم در دو عالم جز تو کس را
تو چو من در هر حوالی عاشق بسیار داری ۱۰
عاشقان چون ذره بسیارند و تو چون آفتابی
میتوانی گر به لطفی جمله را تیمار داری ۱۱
دل به نسیه دادم از دست و ز پای افتادم از غم
نقد صد جان یابم اگر یک دم سر عطار داری ۱۲
الحذر گر ذرهای در عشق او انکار داری ۱
کی توانی دید روی گل که همچون خار گشتی
گر زمانی خلوتی داری میان خار داری ۲
تا تو از توی و توی خود برون آیی بهکلی
عمر بگذشت و تو در هر توی عمری کار داری ۳
همچو پروانه سر افشان گر وصال شمع خواهی
همچو خرقه سر درافکن گر سر اسرار داری ۴
در گذر از کعبه و خمار گر تو مرد عشقی
زانکه تو ره ماورای کعبه و خمار داری ۵
در درون صومعه معیار داری هیچ نبود
در خرابات آی تا حاصل کنی معیار داری ۶
گرچه اندر صومعه از رهبران خرقه پوشی
لیکن اندر میکده زین گمرهی زنار داری ۷
تا قدم در زهد داری احولی در غیر بینی
غیر بینی میکنی اکنون سر اغیار داری ۸
دل همی بیند که در هر ذرهای رویی است او را
در نگر ای کوردل گر دیدهٔ دیدار داری ۹
ماهرویا من ندارم در دو عالم جز تو کس را
تو چو من در هر حوالی عاشق بسیار داری ۱۰
عاشقان چون ذره بسیارند و تو چون آفتابی
میتوانی گر به لطفی جمله را تیمار داری ۱۱
دل به نسیه دادم از دست و ز پای افتادم از غم
نقد صد جان یابم اگر یک دم سر عطار داری ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۷۰ - ای آنکه هیچ جایی آرام جان ندیدی
گوهر بعدی:غزل ۷۷۲ - جانا دهنی چو پسته داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.