هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق سخن میگوید. شاعر از فراق، جور معشوق و رنجهای عشق شکایت دارد و با وجود آگاهی از محال بودن وصال، همچنان در اندیشه آن است. او از رقیبان، بیوفایی و رفتار سرد معشوق مینالد و خود را درویشی ناچیز در برابر عظمت معشوق میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و بیان احساسات شدید عرفانی و عشقی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از مضامین مانند جور معشوق و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۰ - ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است
ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است
دل من بی لب لعل نمکینت ریش است ۱
گر کنم روز و شب اندیشه وصلت چه عجب
عاشق غمزده پیوسته محال اندیش است ۲
جور خوبان ز وفا گرچه بود بیش، ولی
ای وفا اندک من! جور تو بیش از بیش است ۳
دل من وصل تو مشکل به کف آرد زانرو
کاحتشام تو نه مقدار من درویش است ۴
جور و خواری همه کس را بود از بیگانه
من بی طالع سودا زده را از خویش است ۵
گرچه آزار و جفا مذهب خوبان باشد
بت بی رحم مرا کشتن عاشق کیش است ۶
گرچه لعل لب تو چشمه نوش است ولی
از رقیبان تو بسیار به جانم نیش است ۷
سر نثار قدمش کرد نسیمی و هنوز
خجل از کرده خویش آمد و سر در پیش است ۸
دل من بی لب لعل نمکینت ریش است ۱
گر کنم روز و شب اندیشه وصلت چه عجب
عاشق غمزده پیوسته محال اندیش است ۲
جور خوبان ز وفا گرچه بود بیش، ولی
ای وفا اندک من! جور تو بیش از بیش است ۳
دل من وصل تو مشکل به کف آرد زانرو
کاحتشام تو نه مقدار من درویش است ۴
جور و خواری همه کس را بود از بیگانه
من بی طالع سودا زده را از خویش است ۵
گرچه آزار و جفا مذهب خوبان باشد
بت بی رحم مرا کشتن عاشق کیش است ۶
گرچه لعل لب تو چشمه نوش است ولی
از رقیبان تو بسیار به جانم نیش است ۷
سر نثار قدمش کرد نسیمی و هنوز
خجل از کرده خویش آمد و سر در پیش است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - گرچه چشم ترک مستت فتنه و ابرو بلاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.