درباره نسیمی
سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس میزنند. وی دو دیوان، یکی به ترکی و دیگری به فارسی، به نظم درآورد و قصایدی عربی نیز سروده است.
آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - یارب چه شد آن دلبر عیاره ما را
شماره ۲ - صبح از افق بنمود رخ، در گردش آور جام را
شماره ۳ - می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا
شماره ۴ - بهشت و حور، بی وصلت، حرام است اهل معنی را
شماره ۵ - در عالم توحید چه پستی و چه بالا
شماره ۶ - این حضور عاشقان است، الصلا
شماره ۷ - ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
شماره ۸ - آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما
شماره ۹ - ساقیا آمد به جوش از شوق لعلت جان ما
شماره ۱۰ - تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما
شماره ۱۱ - ای رخ جانفزای تو جام جم جهان نما
شماره ۱۲ - ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نما
شماره ۱۳ - ای روز و شب خیال رخت همنشین ما
شماره ۱۴ - ای ز سنبل بسته مویت سایبان بر آفتاب
شماره ۱۵ - ای رموز لوح رویت عنده ام الکتاب
شماره ۱۶ - ای شب زلفت که روزش کس نمی بیند به خواب
شماره ۱۷ - چون گشودم فال بخت از مصحف روی حبیب
شماره ۱۸ - ای صفات تو عین موجودات
شماره ۱۹ - زهی جمال تو مستجمع جمیع صفات
شماره ۲۰ - ای کعبه جمال توام قبله صلوة
شماره ۲۱ - اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات
شماره ۲۲ - مرا در آتش غم، عشقت آن زمان انداخت
شماره ۲۳ - هیچ می دانی که عالم از کجاست؟
شماره ۲۴ - عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است
شماره ۲۵ - زلف تو شب قدر من و روی تو عید است
شماره ۲۶ - سالک عشق تو هر دم به جهان دگر است
شماره ۲۷ - امشب از روی تو مجلس را ضیایی دیگر است
شماره ۲۸ - من سر شادی ندارم با غم یارم خوش است
شماره ۲۹ - گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
شماره ۳۰ - ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است
شماره ۳۱ - گرچه چشم ترک مستت فتنه و ابرو بلاست
شماره ۳۲ - مطلع انوار زلفت مسکن جان و دل است
شماره ۳۳ - سلطان غمت را دل پردرد مقام است
شماره ۳۴ - مرغ عرشیم و قاف خانه ماست
شماره ۳۵ - نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست
شماره ۳۶ - منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است
شماره ۳۷ - بخت ابد یار آن که با تو قرین است
شماره ۳۸ - عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
شماره ۳۹ - چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
شماره ۴۰ - ساقی سیمین برم جام شراب آورده است
شماره ۴۱ - مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
شماره ۴۲ - تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
شماره ۴۳ - آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
شماره ۴۴ - چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
شماره ۴۵ - ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
شماره ۴۶ - مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست
شماره ۴۷ - بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
شماره ۴۸ - الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
شماره ۴۹ - لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
شماره ۵۰ - غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
شماره ۵۱ - مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
شماره ۵۲ - خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
شماره ۵۳ - جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
شماره ۵۴ - جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
شماره ۵۵ - هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
شماره ۵۶ - خاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
شماره ۵۷ - حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست
شماره ۵۸ - نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست
شماره ۵۹ - خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
شماره ۶۰ - آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت
شماره ۶۱ - ای که بردی تو به خوبی گرو از حور بهشت
شماره ۶۲ - دل بی تو از نعیم دو عالم ملال یافت
شماره ۶۳ - خون ببار از مژه ای دیده! که دلدار برفت
شماره ۶۴ - هر که را اندیشه زلف تو در دل جا گرفت
شماره ۶۵ - ای سایه الهی ظل همای زلفت
شماره ۶۶ - ای شمع فلک پرتوی از روی چو ماهت
شماره ۶۷ - ای نور رخت مطلع انوار هدایت
شماره ۶۸ - گر به می تشنه شود آن لب باریک مزاج
شماره ۶۹ - سی و دو خط رخت گنج ترا افتتاح
شماره ۷۰ - می روم با درد و حسرت از دیارت، خیر باد
شماره ۷۱ - رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد
شماره ۷۲ - ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد
شماره ۷۳ - تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد
شماره ۷۴ - تا پرده ز رخسار چو ماه تو برافتاد
شماره ۷۵ - کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد
شماره ۷۶ - دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد
شماره ۷۷ - ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد
شماره ۷۸ - دلی دارم که در وی غم نگنجد
شماره ۷۹ - گل صدبرگ من سنبل بر اطراف سمن دارد
شماره ۸۰ - شمع رویت صفت نور تجلی دارد
شماره ۸۱ - احوال درد ما بر درمان که می برد؟
شماره ۸۲ - کیست آن سرو که بر راه گذر می گذرد
شماره ۸۳ - دلدار ما به عهد محبت وفا نکرد
شماره ۸۴ - در کوی خرابات مناجات توان کرد
شماره ۸۵ - از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد
شماره ۸۶ - قاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد
شماره ۸۷ - دل از عشق پریرویان دل من برنمی گیرد
شماره ۸۸ - گر سعادت نظری بر من زار اندازد
شماره ۸۹ - دلم ز مهر تو آن دم چو صبح دم می زد
شماره ۹۰ - مشتاق گل از سرزنش خار نترسد
شماره ۹۱ - بر دلم هردم جفای بی وفایی می رسد
شماره ۹۲ - ز تو چشم وفا داریم و هیهات این کجا باشد
شماره ۹۳ - اگر گویم که مهر و مه، ز رخسارت حیا باشد
شماره ۹۴ - مست شراب عشقش بی باده مست باشد
شماره ۹۵ - شب قدر بی قراران سر زلف یار باشد
شماره ۹۶ - مأوای غمت جز دل پردرد نباشد
شماره ۹۷ - خوبی و بتا از تو جفا دور نباشد
شماره ۹۸ - در سر غم تو دارم دستار و سر چه باشد
شماره ۹۹ - چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شد
شماره ۱۰۰ - ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد
شماره ۱۰۱ - ای که رخت به روشنی غیرت آفتاب شد
شماره ۱۰۲ - مهر رخسار تو داغ عشق بر دل می کشد
شماره ۱۰۳ - سلطنت کی کند آن شاه که درویش نشد
شماره ۱۰۴ - آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد
شماره ۱۰۵ - روح القدس از کوی خرابات برآمد
شماره ۱۰۶ - تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد
شماره ۱۰۷ - بهار آمد بهار آمد بهار سبزپوش آمد
شماره ۱۰۸ - گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمد
شماره ۱۰۹ - چنین که چهره خوب تو دلبری داند
شماره ۱۱۰ - دل زار از تو بیزاری تواند کرد، نتواند
شماره ۱۱۱ - عارفان از دو جهان صحبت جانان طلبند
شماره ۱۱۲ - تقلید روان از ره توحید بعیدند
شماره ۱۱۳ - آنان که به تقلید مجرد گرویدند
شماره ۱۱۴ - عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند
شماره ۱۱۵ - کیست که از ره کرم حاجت ما روا کند
شماره ۱۱۶ - تشبیه رویت آن که به گل یاسمن کند
شماره ۱۱۷ - دل فغان از جورت ای جان حاش لله چون کند؟
شماره ۱۱۸ - یار ما صاحب حسن است جفا چون نکند
شماره ۱۱۹ - چشمی که جز مطالعه روی او کند
شماره ۱۲۰ - ماه بدر از روی خورشیدم حکایت می کند
شماره ۱۲۱ - عقل را سودای گیسوی تو مجنون می کند
شماره ۱۲۲ - صاحب نظران قیمت سودای تو دانند
شماره ۱۲۳ - عارفان روی تو را نور یقین می خوانند
شماره ۱۲۴ - آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند
شماره ۱۲۵ - عابدان حق سجود قبله رویت کنند
شماره ۱۲۶ - سر چه باشد که نثار قدم یار کنند
شماره ۱۲۷ - دردمندان تو اندیشه درمان نکنند
شماره ۱۲۸ - صور دمم تا همه بی جان شوند
شماره ۱۲۹ - حق بین نظری باید تا روی مرا بیند
شماره ۱۳۰ - قمر از روی تو دارد خبری، می گویند
شماره ۱۳۱ - قبله عشاق عارف صورت رحمان بود
شماره ۱۳۲ - آمد از کتم عدم این نطفه در ملک وجود
شماره ۱۳۳ - بازآ که بی رویت شدم سیر از جهان و جان خود
شماره ۱۳۴ - نیستم یک دم ز عشقت ای صنم پروای خود
شماره ۱۳۵ - آفتاب روی یار از مطلع جان رخ نمود
شماره ۱۳۶ - گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید
شماره ۱۳۷ - شبی که ماه من از مطلع جمال برآید
شماره ۱۳۸ - به جان وصل تو می خواهم ولیکن برنمی آید
شماره ۱۳۹ - مقام عشق مهرویان دل پردرد می باید
شماره ۱۴۰ - مرا خون هست از چشمم، می و ساغر نمی باید
شماره ۱۴۱ - بیا که بی تو مرا این جهان نمی باید
شماره ۱۴۲ - آن کو نظر به روی تو کرد و خدا ندید
شماره ۱۴۳ - کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید
شماره ۱۴۴ - جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید
شماره ۱۴۵ - ساقی سیمین برآمد باده می باید کشید
شماره ۱۴۶ - شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟
شماره ۱۴۷ - روشن است این و راست می گوید
شماره ۱۴۸ - کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار
شماره ۱۴۹ - مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار
شماره ۱۵۰ - در خرابات عشق وقت سحر
شماره ۱۵۱ - دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
شماره ۱۵۲ - ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
شماره ۱۵۳ - ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
شماره ۱۵۴ - رق منشور است انسان، رق نگر
شماره ۱۵۵ - دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
شماره ۱۵۶ - اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور
شماره ۱۵۷ - تکیه کن بر فضل حق، ای دل ز هجران غم مخور
شماره ۱۵۸ - ای ز آفتاب رویت روز جهان منور
شماره ۱۵۹ - بر سینه من ناوک مژگان زده ای باز
شماره ۱۶۰ - بر سر کوی تو دارم سر سربازی باز
شماره ۱۶۱ - زلف یارم را نه تنها دلبری کار است و بس
شماره ۱۶۲ - ز من که طایر قافم نشان عنقا پرس
شماره ۱۶۳ - ای صورت جمالت بر لوح جان منقش
شماره ۱۶۴ - باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش
شماره ۱۶۵ - رشته پرتاب جان تا چند سوزانم چو شمع
شماره ۱۶۶ - می کشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف
شماره ۱۶۷ - صراحی می زند هردم انالحق
شماره ۱۶۸ - ای صبا هست رخ یار بغایت نازک
شماره ۱۶۹ - تا شنیدم سخن فضل خدا در کپنک
شماره ۱۷۰ - دولت وصل تو را یافته ام در کپنک
شماره ۱۷۱ - ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ
شماره ۱۷۲ - این چه چشم است این چه ابرو این چه زلف است این چه خال؟
شماره ۱۷۳ - در ضمیرم روز و شب نقش تو می بندد خیال
شماره ۱۷۴ - خرامان میرود دلبر به بستان وقت گل گل گل
شماره ۱۷۵ - ای ز رخسارت الی الرحمن ذوالعرش السبیل
شماره ۱۷۶ - بر من جفا ز غمزه یار است والسلام
شماره ۱۷۷ - لوح محفوظ است رویش زلف و خال و خط کلام
شماره ۱۷۸ - صورت رحمان من آن روی نکو دانسته ام
شماره ۱۷۹ - من به توفیق خدا، ره به خدا یافته ام
شماره ۱۸۰ - تا منور شد ز خورشید رخ او دیده ام
شماره ۱۸۱ - نظر برداشت از من تا حبیبم
شماره ۱۸۲ - من شاهباز زاده شاه شریعتم
شماره ۱۸۳ - من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم
شماره ۱۸۴ - به بوی زلف مشکینت گرفتار صبا بودم
شماره ۱۸۵ - در خمارم ساقیا! جام جمی می بایدم
شماره ۱۸۶ - من آن گنجم که در باطن هزاران گنج زر دارم
شماره ۱۸۷ - قسم به مهر جمالت که جز تو ماه ندارم
شماره ۱۸۸ - ترک شراب کی کنم من که چو رند فاسقم؟
شماره ۱۸۹ - هر آن نقشی که می بندی نگارا ناقش آنم
شماره ۱۹۰ - منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم
شماره ۱۹۱ - پیش روی فضل حق جان را یقین قربان کنم
شماره ۱۹۲ - شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟
شماره ۱۹۳ - فضل اله یار شد یار دگر چه می کنم
شماره ۱۹۴ - چشم مستش به خواب می بینم
شماره ۱۹۵ - شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینم
شماره ۱۹۶ - ما حاصل از حیات رخ یار کرده ایم
شماره ۱۹۷ - علت غایی ز امر کن فکان ما بوده ایم
شماره ۱۹۸ - ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه ایم
شماره ۱۹۹ - چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
شماره ۲۰۰ - صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم
شماره ۲۰۱ - با روی او مگو که ز گلزار فارغیم
شماره ۲۰۲ - ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
شماره ۲۰۳ - گوهر گنج حقیقت به حقیقت ماییم
شماره ۲۰۴ - شق شد سماوات دخان از وجه خوب دلبران
شماره ۲۰۵ - ناوک غمزه هر دمم می زند از کمین کمان
شماره ۲۰۶ - سر خدا که بود نهان در همه جهان
شماره ۲۰۷ - ح ا ج یا خدای جهان!
شماره ۲۰۸ - ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن
شماره ۲۰۹ - به کوی یار می باید به چشم خونفشان رفتن
شماره ۲۱۰ - حدیث لعل تو نتوان بدین زبان گفتن
شماره ۲۱۱ - تو رسم دلبری داری و دانی دلبری کردن
شماره ۲۱۲ - بیار باده که عید است و روز می خوردن
شماره ۲۱۳ - طالب توحید را باید قدم بر «لا» زدن
شماره ۲۱۴ - گفته بودی با تو کار من به سر خواهد شدن
شماره ۲۱۵ - طالب یار، اول او را یار می باید شدن
شماره ۲۱۶ - من ز عشق یار نتوانم به جان بازآمدن
شماره ۲۱۷ - نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن
شماره ۲۱۸ - ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن
شماره ۲۱۹ - گر طالب بقایی اول فنا طلب کن
شماره ۲۲۰ - بیا ای گنج بی پایان، چو خود ما را توانگر کن
شماره ۲۲۱ - ای دل ار پخته عشقی، طمع خام مکن
شماره ۲۲۲ - قصد زلف یار داری در سر ای دل هی مکن
شماره ۲۲۳ - با بخت سعد یارم چون هست یار با من
شماره ۲۲۴ - گل ز خجالت آب شد پیش رخ نگار من
شماره ۲۲۵ - گر شبی بازآید از در شمع جان افروز من
شماره ۲۲۶ - ای دهانت پسته خندان من
شماره ۲۲۷ - آن شهنشاهم که از نطق «هی العلیا»ی من
شماره ۲۲۸ - ای در بلا فتاده دل مبتلای من
شماره ۲۲۹ - با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برون
شماره ۲۳۰ - گر شبی ماه من از ابر نقاب آید برون
شماره ۲۳۱ - آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون
شماره ۲۳۲ - روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین
شماره ۲۳۳ - عاقل دانا بیاب آیت سحر مبین
شماره ۲۳۴ - ای سر زلف شکن بر شکن و چین بر چین
شماره ۲۳۵ - ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین
شماره ۲۳۶ - عشق اگر بازد کسی با روی دلداری چنین
شماره ۲۳۷ - ندا آمد به جان از چرخ پروین
شماره ۲۳۸ - آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او
شماره ۲۳۹ - زلفت شب است ای سیمتن! رویت مه تابان در او
شماره ۲۴۰ - نگارا بی سر زلفت پریشانم، به جان تو
شماره ۲۴۱ - عاشقم بر قامت رعنای تو
شماره ۲۴۲ - دل مردم به جان آمد ز دست آن کمان ابرو
شماره ۲۴۳ - دویی شرک است از آن بگذر، موحد باش و یکتا شو
شماره ۲۴۴ - در عشق تو ای مهرو! عاشق چو منی کوکو؟
شماره ۲۴۵ - ای جان عاشق از لب جانان ندا شنو
شماره ۲۴۶ - با غیر مگو حالم، کاغیار نداند به
شماره ۲۴۷ - باز آمد آن خورشید جان در رخ نقاب انداخته
شماره ۲۴۸ - ای خیال چشم مستت خون صهبا ریخته
شماره ۲۴۹ - ماییم دل ز عالم بر زلف یار بسته
شماره ۲۵۰ - ای بر گل عذارت ریحان تر نوشته
شماره ۲۵۱ - ای نوبت جمال تو در ملک جان زده
شماره ۲۵۲ - ای رخ ماه پیکرت شاهد بر پری زده
شماره ۲۵۳ - ای به میان دلبران زلف تو بر سر آمده
شماره ۲۵۴ - ای جمالت نسخه اسماء حسنی آمده
شماره ۲۵۵ - دلیل ما شد آن ساقی به دارالعیش میخانه
شماره ۲۵۶ - منم آن رند فرزانه که دادم جان به جانانه
شماره ۲۵۷ - تا بر اطراف سمن مشک ختن ریخته ای
شماره ۲۵۸ - ای ماه من چرا ستم از سر گرفته ای
شماره ۲۵۹ - بر گل از عنبر تر نقطه سودا زده ای
شماره ۲۶۰ - بر گرد مه ز مشک خطی برکشیده ای
شماره ۲۶۱ - دلیل صبح سعادت، محمد عربی
شماره ۲۶۲ - ای که حاجت ز در اهل ریا می طلبی
شماره ۲۶۳ - گر شبی دولت به دستم زلف یار انداختی
شماره ۲۶۴ - یارب، ای سرو من! امشب در کنار کیستی؟
شماره ۲۶۵ - ای ز قیام قامتت هر طرفی قیامتی
شماره ۲۶۶ - ای باغ جنت از گل روی تو آیتی
شماره ۲۶۷ - ای ظاهر از مظاهر اشیا! خوش آمدی
شماره ۲۶۸ - گر کنی قبله جان روی نگاری، باری
شماره ۲۶۹ - منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری
شماره ۲۷۰ - گمان مبر که به صد جور و صد دل آزاری
شماره ۲۷۱ - ای بر دل پردردم هردم ز تو آزاری
شماره ۲۷۲ - وصالت عمر جاوید است و بخت سعد و فیروزی
شماره ۲۷۳ - با چنین رفتن، به منزل کی رسی؟
شماره ۲۷۴ - عاشقانت گرچه بسیارند، ما زانها یکی
شماره ۲۷۵ - دم حق دمید در ما، دم فضل لایزالی
شماره ۲۷۶ - فضل حق می دهدم هردم از این می جامی
شماره ۲۷۷ - گوهر دریای وحدت آدم است، ای آدمی
شماره ۲۷۸ - بیار ای ساقی مهوش! می گلرنگ روحانی
شماره ۲۷۹ - دل ما جای غم توست و تو هم می دانی
شماره ۲۸۰ - به عشقت جان و دل دادم به غم زان گشتم ارزانی
شماره ۲۸۱ - بیا ای احسن صورت! بیا ای اکمل معنی
شماره ۲۸۲ - زلف را بر هر دو رخ جا می کنی
شماره ۲۸۳ - جام شراب و ساقی زیبا و بانگ نی
شماره ۲۸۴ - اگر میرم ز ناز نازنینی
شماره ۲۸۵ - زهی چشم و زهی ابرو، زهی روی
شماره ۲۸۶ - پاک دار آینه ات آینه اللهی
شماره ۲۸۷ - گر تو عاشق می شوی بر «واو» شو بر «جیم » و «هی »
شماره ۲۸۸ - از می عشقش کنون مستم نه هی
شماره ۲۸۹ - ز سودای سر زلفش سرم دنگ است و سودایی
شماره ۲۹۰ - ببرد آرام و صبر از من پری پیکر دلارایی