هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و معنوی، به ستایش زیبایی و جمال الهی میپردازد و عشق به حق را به عنوان بالاترین حقیقت توصیف میکند. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، رابطهی انسان با خدا را به تصویر میکشد و بر یگانگی و بیهمتایی خدا تأکید دارد. همچنین، این اشعار به مفاهیمی مانند عشق بیپایان، حقیقت واحد، و دوری از تفرقه و دوگانگی اشاره میکنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۳۸ - عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
اعتقاد اهل حق این است و قول مصطفی است ۱
گر به جامی بود جم را حشمت و شاهنشهی
دارد این آیینه رویت که روی حق نماست ۲
دیگران گر سدره فردا تمنا می کنند
طوبی ما هست بالایت که حسنت منتهاست ۳
(نقش هستی سر به سر روشن شد از رویت مگر
جام جمشید رخت آیینه گیتی نماست) ۴
آن که در جا نیستی می گویدت بی دیده است
ذره ای جا بی تو در دنیا و در عقبی کجاست؟ ۵
آن که چون شیطان سجود قبله رویت نکرد
گو به لعنت رو که چون ابلیس در چون و چراست ۶
زان عزازیل از خدا نشنود امر اسجدوا
کز حسد پنداشت آدم صورت غیر خداست ۷
حسن رویت هست مستغنی زهررویی که هست
آفرین بر بخشش فضلت که دریای عطاست ۸
آن که جز روی تو دارد قبله در پیش نظر
رخ ز روی حق بتابیده است و رویش در قفاست ۹
ای ز هجران سوخته جانم به آتش همچو شمع
چشم جان بگشا که روز وعده وصل و لقاست ۱۰
(نیک و بد را علت از روی حقیقت چون یکی است
از دویی بگذر که یکتاییم و یکتا کی دوتاست؟) ۱۱
از ره صورت مسمایی و اسمی گرچه هست
در حقیقت عین اشیاییم و اشیا عین ماست ۱۲
حسن یار و عشق ما را انتهایی نیست چون
اولین چیزی که می جویی از آن بی ابتداست ۱۳
حسن او و عشق ما هست ای نسیمی لم یزل
زان که حسن او قدیم و عشق ما بی انتهاست ۱۴
اعتقاد اهل حق این است و قول مصطفی است ۱
گر به جامی بود جم را حشمت و شاهنشهی
دارد این آیینه رویت که روی حق نماست ۲
دیگران گر سدره فردا تمنا می کنند
طوبی ما هست بالایت که حسنت منتهاست ۳
(نقش هستی سر به سر روشن شد از رویت مگر
جام جمشید رخت آیینه گیتی نماست) ۴
آن که در جا نیستی می گویدت بی دیده است
ذره ای جا بی تو در دنیا و در عقبی کجاست؟ ۵
آن که چون شیطان سجود قبله رویت نکرد
گو به لعنت رو که چون ابلیس در چون و چراست ۶
زان عزازیل از خدا نشنود امر اسجدوا
کز حسد پنداشت آدم صورت غیر خداست ۷
حسن رویت هست مستغنی زهررویی که هست
آفرین بر بخشش فضلت که دریای عطاست ۸
آن که جز روی تو دارد قبله در پیش نظر
رخ ز روی حق بتابیده است و رویش در قفاست ۹
ای ز هجران سوخته جانم به آتش همچو شمع
چشم جان بگشا که روز وعده وصل و لقاست ۱۰
(نیک و بد را علت از روی حقیقت چون یکی است
از دویی بگذر که یکتاییم و یکتا کی دوتاست؟) ۱۱
از ره صورت مسمایی و اسمی گرچه هست
در حقیقت عین اشیاییم و اشیا عین ماست ۱۲
حسن یار و عشق ما را انتهایی نیست چون
اولین چیزی که می جویی از آن بی ابتداست ۱۳
حسن او و عشق ما هست ای نسیمی لم یزل
زان که حسن او قدیم و عشق ما بی انتهاست ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - بخت ابد یار آن که با تو قرین است
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.