هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ است که در آن شاعر از عشق به معشوق، رهایی از تعلقات دنیوی، و وحدت وجود سخن میگوید. او از درد عشق، وصال معشوق، و زیباییهای او مانند زلف و رخسارش یاد میکند. همچنین، مفاهیمی مانند اتحاد نور و ظلمت، آزادی از دنیا و عقبی، و عرفان در شعر دیده میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال بهطور کامل قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۶ - قاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد
قاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد
یا هوایی کز نسیم طره یار آورد ۱
آن کس از دنیا و عقبی باشد آزادی چو ما
دردمندی را که عشق یار در کار آورد ۲
گر اناالحق های ما را بشنود منصور مست
هم به خون ما دهد فتوی و هم دار آورد ۳
گر برد بویی به چین از طره زلفت نسیم
مشک را در ناف آهویان به زنهار آورد ۴
از خطا آید سیه رو گر برد باد صبا
بوی گیسویش به چین و مشک تاتار آورد ۵
گر به جان بتوان خریدن وصل آن محبوب را
نیم جانی هر که را باشد به بازار آورد ۶
زلف و رخسات عیان شد منکر رویت کجاست
تا به ایمان سر زلف تو اقرار آورد ۷
نور و ظلمت را یکی بیند ز روی اتحاد
عارفی کو در خیال آن زلف و رخسار آورد ۸
با لب و چشم نگارم وقت آن آمد که رند
اهل تقوی را به دوش از کوی خمار آورد ۹
چون قدش سروی نخواهد رست چون رویش گلی
تا ابد چندان که روید سرو و گل بار آورد ۱۰
ای نسیمی هر که را رهبر شود فضل اله
از وجود خویش و غیرش جمله بیزار آورد ۱۱
یا هوایی کز نسیم طره یار آورد ۱
آن کس از دنیا و عقبی باشد آزادی چو ما
دردمندی را که عشق یار در کار آورد ۲
گر اناالحق های ما را بشنود منصور مست
هم به خون ما دهد فتوی و هم دار آورد ۳
گر برد بویی به چین از طره زلفت نسیم
مشک را در ناف آهویان به زنهار آورد ۴
از خطا آید سیه رو گر برد باد صبا
بوی گیسویش به چین و مشک تاتار آورد ۵
گر به جان بتوان خریدن وصل آن محبوب را
نیم جانی هر که را باشد به بازار آورد ۶
زلف و رخسات عیان شد منکر رویت کجاست
تا به ایمان سر زلف تو اقرار آورد ۷
نور و ظلمت را یکی بیند ز روی اتحاد
عارفی کو در خیال آن زلف و رخسار آورد ۸
با لب و چشم نگارم وقت آن آمد که رند
اهل تقوی را به دوش از کوی خمار آورد ۹
چون قدش سروی نخواهد رست چون رویش گلی
تا ابد چندان که روید سرو و گل بار آورد ۱۰
ای نسیمی هر که را رهبر شود فضل اله
از وجود خویش و غیرش جمله بیزار آورد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۶۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - دل از عشق پریرویان دل من برنمی گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.