هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر روحیه رندانه و بیپروای شاعر است که از قید و بندهای دنیوی رها شده و به عیش و نوش و عشق میپردازد. او خود را از زاهدان و مردم عادی جدا میداند و به دنبال معنی و حقیقت است، نه ظواهر و صورتها. شعر با توصیه به نوشیدن می و خوش بودن به پایان میرسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عرفانی و استفاده از استعارههای شراب و میخانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رندی و بیپروایی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشند.
شماره ۲۰۰ - صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم
صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم
گهی دردی کش میخانه گه سرخیل اوباشیم ۱
سر ما چون صراحی کی فرود آید به هر جامی
سبوها پرکن ای ساقی! که ما رندان از این باشیم ۲
زدم از دیده آب و از مژه جاروب راهش را
در این درگه ندانم گاه سقا گاه فراشیم ۳
همه در جست و جوی صورت و ما در پی معنی
همه در گفت و گوی نقش و ما حیران نقاشیم ۴
اگر جولان کنان آید به میدان آن شه خوبان
به چوگان سر زلفش که از سر گوی بتراشیم ۵
نسیمی! چون غم دنیا ندارد هیچ پایانی
همان بهتر که بنشینیم و می نوشیم و خوش باشیم ۶
گهی دردی کش میخانه گه سرخیل اوباشیم ۱
سر ما چون صراحی کی فرود آید به هر جامی
سبوها پرکن ای ساقی! که ما رندان از این باشیم ۲
زدم از دیده آب و از مژه جاروب راهش را
در این درگه ندانم گاه سقا گاه فراشیم ۳
همه در جست و جوی صورت و ما در پی معنی
همه در گفت و گوی نقش و ما حیران نقاشیم ۴
اگر جولان کنان آید به میدان آن شه خوبان
به چوگان سر زلفش که از سر گوی بتراشیم ۵
نسیمی! چون غم دنیا ندارد هیچ پایانی
همان بهتر که بنشینیم و می نوشیم و خوش باشیم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹ - چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
گوهر بعدی:شماره ۲۰۱ - با روی او مگو که ز گلزار فارغیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.