هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا جلالالدین بلخی، به زیبایی رابطهٔ عاشق و معشوق و وحدت وجود میپردازد. شاعر از ظهور جمال الهی در نهان و عیان سخن میگوید و اشاره میکند که عشق، بازیای است با حسن الهی. همچنین، او از تجلی ذات پاک خداوند در جهان و انسان سخن میگوید و اینکه حقیقت نهایی تنها برای اهل دل آشکار است.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، این شعر را برای سنین بالاتر مناسب میسازد.
شماره ۲۰۸ - ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن
ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن
وی رخت گردیده پیدا در عیان خویشتن ۱
در جهان، خود عشق می بازی به حسن روی خود
عاشق و معشوق خویشی در جهان خویشتن ۲
از لب خود در سؤالی و جواب از لفظ خود
با دو عالم در حدیثی از زبان خویشتن ۳
مدتی گنج ظهورت بود در کنج نهان
عاقبت گشتی دلیلی در بیان خویشتن ۴
بار چندی در تفرجگاه ذات پاک خود
حور حسن خویش بودی در جنان خویشتن ۵
تاترا نشناسد اغیاری و هر نامحرمی
در لباس آب و گل کردی روان خویشتن ۶
مدتی شد کو نسیمی از تو می جوید نشان
می ندانست آن که یابد از نشان خویشتن ۷
وی رخت گردیده پیدا در عیان خویشتن ۱
در جهان، خود عشق می بازی به حسن روی خود
عاشق و معشوق خویشی در جهان خویشتن ۲
از لب خود در سؤالی و جواب از لفظ خود
با دو عالم در حدیثی از زبان خویشتن ۳
مدتی گنج ظهورت بود در کنج نهان
عاقبت گشتی دلیلی در بیان خویشتن ۴
بار چندی در تفرجگاه ذات پاک خود
حور حسن خویش بودی در جنان خویشتن ۵
تاترا نشناسد اغیاری و هر نامحرمی
در لباس آب و گل کردی روان خویشتن ۶
مدتی شد کو نسیمی از تو می جوید نشان
می ندانست آن که یابد از نشان خویشتن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۷ - ح ا ج یا خدای جهان!
گوهر بعدی:شماره ۲۰۹ - به کوی یار می باید به چشم خونفشان رفتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.