هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و بیخودی در راه معشوق سخن میگوید. او از دنیا و تفاوتهای ظاهری مانند کفر و دین بیزار است و آرزو میکند که به جای تعلق به مظاهر دنیوی، دردمند و مست عشق باشد. شاعر از دوری معشوق رنج میبرد و آرزو میکند که راهی به سوی او بیابد و از اغیار دور شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند بیخودی و دوری از دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۷۹۵ - گر من اندر عشق مرد کارمی
گر من اندر عشق مرد کارمی
از بد و نیک و جهان بیزارمی ۱
کفر و دین درباختم در بیخودی
چیستی گر بیخود از دلدارمی ۲
کاشکی گر محرم مسجد نیم
محرم دردیکش خمارمی ۳
کاشکی گر در خور مصحف نیم
یک نفس اندر خور زنارمی ۴
در دلم گر هیچ هشیاریستی
از می غفلت دمی هشیارمی ۵
چون نمیبینم جمال روی دوست
زین مصیبت روی در دیوارمی ۶
گر ندارم از وصال او نشان
باری از کویش نشانی دارمی ۷
گر مرا در پرده راهستی دمی
محرم او زحمت اغیارمی ۸
گر نبودی راه از من در حجاب
من درین ره رهبر عطارمی ۹
از بد و نیک و جهان بیزارمی ۱
کفر و دین درباختم در بیخودی
چیستی گر بیخود از دلدارمی ۲
کاشکی گر محرم مسجد نیم
محرم دردیکش خمارمی ۳
کاشکی گر در خور مصحف نیم
یک نفس اندر خور زنارمی ۴
در دلم گر هیچ هشیاریستی
از می غفلت دمی هشیارمی ۵
چون نمیبینم جمال روی دوست
زین مصیبت روی در دیوارمی ۶
گر ندارم از وصال او نشان
باری از کویش نشانی دارمی ۷
گر مرا در پرده راهستی دمی
محرم او زحمت اغیارمی ۸
گر نبودی راه از من در حجاب
من درین ره رهبر عطارمی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۹۴ - دست نمیدهد مرا بی تو نفس زدن دمی
گوهر بعدی:غزل ۷۹۶ - ای جان جان جانم تو جان جان جانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.