هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و شاعرانه، بیانگر عشق و حیرت شاعر به معشوقی است که فراتر از درک و توصیف است. شاعر از جستوجو و تلاش خود برای فهمیدن ماهیت معشوق سخن میگوید، اما در نهایت به این نتیجه میرسد که معشوق همهچیز است و در عین حال فراتر از هر چیزی است. او از رازآلودگی و نهفتگی معشوق سخن میگوید و از عجز خود در فهمیدن این راز اعتراف میکند. شاعر همچنین از فنا شدن خود در راه معشوق و امید به بقا از طریق او سخن میگوید.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۹۶ - ای جان جان جانم تو جان جان جانی
ای جان جان جانم تو جان جان جانی
بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی ۱
پی میبرد به چیزی جانم ولی نه چیزی
تو آنی و نه آنی یا جانی و نه جانی ۲
بس کز همه جهانت جستم به قدر طاقت
اکنون نگاه کردم تو خود همه جهانی ۳
گنج نهانی اما چندین طلسم داری
هرگز کسی ندانست گنجی بدین نهانی ۴
نی نی که عقل و جانم حیران شدند و واله
تا چون نهفته ماند چیزی بدین عیانی ۵
چیزی که از رگ من خون میچکید کردم
فانی شدم کنون من باقی دگر تو دانی ۶
کردم محاسن خود دستار خوان راهت
تا بو که از ره خود گردی برو فشانی ۷
در چار میخ دنیا مضطر بماندهام من
گر وارهانی از خود دانم که میتوانی ۸
عطار بی نشان شد از خویشتن به کلی
بویی فرست او را از کنه بی نشانی ۹
بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی ۱
پی میبرد به چیزی جانم ولی نه چیزی
تو آنی و نه آنی یا جانی و نه جانی ۲
بس کز همه جهانت جستم به قدر طاقت
اکنون نگاه کردم تو خود همه جهانی ۳
گنج نهانی اما چندین طلسم داری
هرگز کسی ندانست گنجی بدین نهانی ۴
نی نی که عقل و جانم حیران شدند و واله
تا چون نهفته ماند چیزی بدین عیانی ۵
چیزی که از رگ من خون میچکید کردم
فانی شدم کنون من باقی دگر تو دانی ۶
کردم محاسن خود دستار خوان راهت
تا بو که از ره خود گردی برو فشانی ۷
در چار میخ دنیا مضطر بماندهام من
گر وارهانی از خود دانم که میتوانی ۸
عطار بی نشان شد از خویشتن به کلی
بویی فرست او را از کنه بی نشانی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۷۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۹۵ - گر من اندر عشق مرد کارمی
گوهر بعدی:غزل ۷۹۷ - هزاران جان سزد در هر زمانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.