هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از عطار نیشابوری، بر اهمیت وحدت و بیخودی در مسیر عرفان تأکید دارد. شاعر بیان میکند که برای رسیدن به حقیقت و وحدت با خدا، باید از خودخواهی و تفرقه دوری کرد و در مسیر بیخودی و همرنگی با حقیقت گام نهاد. او از مفاهیمی مانند محو شدن در خورشید حقیقت، همرنگ دریا شدن و بیخودی سخن میگوید تا نشان دهد که تنها با رها کردن خود و پیوستن به کل، میتوان به آرامش و وحدت رسید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم انتزاعی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۸۳۴ - گر تو خلوتخانهٔ توحید را محرم شوی
گر تو خلوتخانهٔ توحید را محرم شوی
تاج عالم گردی و فخر بنی آدم شوی ۱
سایهای شو تا اگر خورشید گردد آشکار
تو چو سایه محو خورشید آیی و محرم شوی ۲
جانت در توحید دایم معتکف بنشسته است
تو چرا در تفرقه هر دم به صد عالم شوی ۳
بودهای همرنگ او از پیش و خواهی بد ز پس
این زمان همرنگ او شو نیز تا همدم شوی ۴
چون نداری ز اول و آخر خبر جز بیخودی
گر بکوشی در میانه بیخود اکنون هم شوی ۵
رنگ دریا گیر چون شبنم ز خود بیخود شده
تا شوی همرنگ دریا گرچه یک شبنم شوی ۶
چیست شبنم یک نم از دریاست ناآمیخته
گر بیامیزی تو هم در بحر کل بی غم شوی ۷
ور در آمیزی ز غفلت با هزاران تفرقه
چون نتابد بحر صحبت بو که تو محرم شوی ۸
دل پراکنده روی از جام جم در آینه
جز پراکنده نبینی از پی ماتم شوی ۹
هیچ نبودی هیچ خواهی شد کنون هم هیچ باش
زانکه گر تو هیچ گردی تو ز هیچی کم شوی ۱۰
گر تو ای عطار هیچ آیی همه گردی مدام
ور همه خواهی چو مردان هیچ در یک دم شوی ۱۱
تاج عالم گردی و فخر بنی آدم شوی ۱
سایهای شو تا اگر خورشید گردد آشکار
تو چو سایه محو خورشید آیی و محرم شوی ۲
جانت در توحید دایم معتکف بنشسته است
تو چرا در تفرقه هر دم به صد عالم شوی ۳
بودهای همرنگ او از پیش و خواهی بد ز پس
این زمان همرنگ او شو نیز تا همدم شوی ۴
چون نداری ز اول و آخر خبر جز بیخودی
گر بکوشی در میانه بیخود اکنون هم شوی ۵
رنگ دریا گیر چون شبنم ز خود بیخود شده
تا شوی همرنگ دریا گرچه یک شبنم شوی ۶
چیست شبنم یک نم از دریاست ناآمیخته
گر بیامیزی تو هم در بحر کل بی غم شوی ۷
ور در آمیزی ز غفلت با هزاران تفرقه
چون نتابد بحر صحبت بو که تو محرم شوی ۸
دل پراکنده روی از جام جم در آینه
جز پراکنده نبینی از پی ماتم شوی ۹
هیچ نبودی هیچ خواهی شد کنون هم هیچ باش
زانکه گر تو هیچ گردی تو ز هیچی کم شوی ۱۰
گر تو ای عطار هیچ آیی همه گردی مدام
ور همه خواهی چو مردان هیچ در یک دم شوی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۶۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳۳ - ای لب گلگونت جام خسروی
گوهر بعدی:غزل ۸۳۵ - سرمست درآمد از سر کوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.