هوش مصنوعی:
نویسنده در یکشنبه یازدهم ربیعالاول 1308 به دربار دعوت شد تا شعر بخواند. سلطان علیخان، یکی از منشیان دربار، حاضر بود و ولیعهد به شوخی از نویسنده خواست که شعری هجوآمیز درباره او بسراید. نویسنده با وجود عدم تمایل به هجو بزرگان، قطعهای را در همان لحظه سرود و مورد تحسین قرار گرفت. شعر شامل توصیف противоречиات در ظاهر و باطن سلطان علیخان است.
رده سنی:
16+
متن شامل واژگان و مفاهیم ادبی و تاریخی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، هجو و طنز موجود در شعر نیاز به درک بالاتری از زمینه فرهنگی و اجتماعی دارد.
شماره ۲۸ - یکشنبه یازدهم ربیع الاول یکهزار و سیصد و هشت بود که کارگزاران حضرت مستطاب اقدس و
یکشنبه یازدهم ربیع الاول یکهزار و سیصد و هشت بود که کارگزاران حضرت مستطاب اقدس والا روحی فداه این چاکر خانزاد را در دربار آسمان مدار بخواستند تا شعرخوانی کنم سلطان علیخان که یکی از محترمین محارم خلوت و منشیان آستان اقدس آن حضرت است حاضر بود حضرت ولیعهدی روحی فداه بر سبیل مطایبه بیتی دو سه از چاکر خواستند که مشارالیه را هجا گویم و من چون اطاعت فرمان را ناگزیر بودم با اینکه هجو مردمان گفتن خاصه بزرگان را از قانون فضل و رویت خود دور میدانستم این قطعه را در همان ساعت بگفتم و همگان را باعث آفرین بر من گردید.
۱
مهین رتبه سلطان علی خان راد
که رخ سرخ بادا در این سبز کشت ۲
ندانم چرا روی و خویش بود
یکی همچو دوزخ یکی چون بهشت ۳
روانها بیاساید از خوی نیک
درونها بفرساید از روی زشت ۴
درونش دل مؤمنان در حرم
برونش رخ مشرکان در کنشت ۵
جمالش چو صحرا به هنگام دی
خصالش چو بستان به اردی بهشت ۶
تو گوئی مران مصحف پاک را
یکی کاتبی زشت خط بر نبشت ۷
و یا گنجی از گوهر شاهوار
نمودند بنهفته در خاک و خشت ۸
خداوند هرچ از جمالش بکاست
ببالای فضل و کمالش بهشت ۹
نه دولت ابا زحمت آید بکف؟
نه گل را کشاورز با خار کشت؟ ۱۰
به نزدیک من زنگی نیک خوی
نکوتر ز حوری که با خوی زشت ۱۱
مهین رتبه سلطان علی خان راد
که رخ سرخ بادا در این سبز کشت ۲
ندانم چرا روی و خویش بود
یکی همچو دوزخ یکی چون بهشت ۳
روانها بیاساید از خوی نیک
درونها بفرساید از روی زشت ۴
درونش دل مؤمنان در حرم
برونش رخ مشرکان در کنشت ۵
جمالش چو صحرا به هنگام دی
خصالش چو بستان به اردی بهشت ۶
تو گوئی مران مصحف پاک را
یکی کاتبی زشت خط بر نبشت ۷
و یا گنجی از گوهر شاهوار
نمودند بنهفته در خاک و خشت ۸
خداوند هرچ از جمالش بکاست
ببالای فضل و کمالش بهشت ۹
نه دولت ابا زحمت آید بکف؟
نه گل را کشاورز با خار کشت؟ ۱۰
به نزدیک من زنگی نیک خوی
نکوتر ز حوری که با خوی زشت ۱۱
تعداد ابیات: ۱۰
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - گرفتن زن و افعی بسی بود آسان
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - شنیده ام که ازین خطه دیر گاهی علم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.