هوش مصنوعی:
این متن به ستایش زیبایی و کمال معشوق میپردازد و بیان میکند که زیبایی او فراتر از هر توصیف و تصوری است. شاعر از عشق و فنا شدن در راه معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که برای رسیدن به این کمال، باید از خود و دنیا گذشت.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند فنا شدن در راه معشوق ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۸۵۲ - ای آفتاب رویت از غایت نکویی
ای آفتاب رویت از غایت نکویی
افزون ز هرچه دانی برتر ز هرچه گویی ۱
گر نیکویی رویت یک ذره رخ نماید
دو کون مست گردد از غایت نکویی ۲
یارب چه آفتابی کاندر دو کون هرگز
در چشم جان نیاید مثلت به خوبرویی ۳
چون از کمال غیرت بر جان کمین گشایی
از خون عاشقانت روی زمین بشویی ۴
عطار در ره او از هر دو کون بگذر
وانگه ز خود فنا شو گر مرد راه اویی ۵
افزون ز هرچه دانی برتر ز هرچه گویی ۱
گر نیکویی رویت یک ذره رخ نماید
دو کون مست گردد از غایت نکویی ۲
یارب چه آفتابی کاندر دو کون هرگز
در چشم جان نیاید مثلت به خوبرویی ۳
چون از کمال غیرت بر جان کمین گشایی
از خون عاشقانت روی زمین بشویی ۴
عطار در ره او از هر دو کون بگذر
وانگه ز خود فنا شو گر مرد راه اویی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵۱ - چون روی بود بدان نکویی
بعدی:قصاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.