هوش مصنوعی: این متن به بیان عشق و عرفان می‌پردازد و از عشق به معشوق و تلاش برای رسیدن به او سخن می‌گوید. همچنین، به نقد خودپرستی و غرور انسان اشاره می‌کند و از اهمیت فروتنی و تفکر در مسیر رسیدن به آرزوها سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند نقد خودپرستی و غرور ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۸۵۱ - چون روی بود بدان نکویی

چون روی بود بدان نکویی
نازش برود به هرچه گویی ۱

رویی که ز شرم او درافتاد
خورشید فلک به زرد رویی ۲

چون در خور او نمی‌توان شد
بر بوی وصال او چه پویی ۳

خون می‌خور و پشت دست می‌خای
گر در ره درد مرد اویی ۴

جانان به تو باز ننگرد راست
تا دست ز جان و دل نشویی ۵

تو ره نبری تو تا تویی تو
تا کی تو تویی تویی و تویی ۶

چیزی که ازو خبر نداری
گم ناشده از تو چند جویی ۷

گر گویندت چه گم شد از تو
ای غره به خویشتن چه گویی ۸

باری بنشین گزاف کم‌گوی
بندیش که در چه آرزویی ۹

عطار کجا رسی به سلطان
زیرا که کم از سگان کویی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۵۰ - رخ تو چگونه بینم که تو در نظر نیایی
گوهر بعدی:غزل ۸۵۲ - ای آفتاب رویت از غایت نکویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.