هوش مصنوعی: این شعر به بیان فساد و ظلم حکومت شاه می‌پردازد که با خونریزی و دوستی با گرگان و دزدان، باعث نابودی عدالت و رفاه مردم شده است. سپس از ظهور سپاه عدل الهی و پیروزی حق بر باطل سخن می‌گوید و در پایان به بازگشت شادی و عدالت به جامعه اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم سیاسی و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت از مسائل اجتماعی دارد. همچنین ممکن است برخی تصاویر خشن مانند خونریزی و ظلم برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شمارهٔ ۱۰۴ - قطعه در خرابی مجلس ملی و نکوهش محمدعلی میرزا

آلوده شاه دامن خود با خون
اندود زر به چهره تابان مس ۱

با گرگ یار شد به گله چوپان
با دزد دوست شد به سرا حارس ۲

در گوش ما هنوز همی غرد
آواز توپ شاه که در مجلس ۳

غرنده شد چو ابری کاندر باغ
بارد تگرگ بر سمن و نرگس ۴

مجلس تهی شد از وکلا چو نانک
دیدی تهی ز سیم کف مفلس ۵

زان نقرسی به ناله درآمد ملک
چون خسته ای که نالد از نقرس ۶

شه خواست کند ریشه داد از بن
و ایزد نخواست رسم خرد دارس ۷

آمد سپاه عدل خدای از راه
از فارس شد سوار فرس قارس ۸

گردان کار دیده روشن رای
مردان راد با خرد با حس ۹

گردند آنچه خواندی در تاریخ
از کار جنگ ««غیر اباداحس »» ۱۰

تا عاقبت بخیل مجاهد شد
لطف خدای عزوجل مونس ۱۱

مجلس گشوده گشت و جهان خندید
بر کار خصم بد گهر عابس ۱۲
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - کتاب عاریه دادن به مردمان ندهد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - صنیع الممالک بود طرفه نقشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.