هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و دلبستگی شاعر به کسی سخن میگوید که دیگر به او توجهی ندارد. شاعر از احساس تنهایی، غم و حسرت خود میگوید و از این که محبوبش به دیگران توجه میکند، ابراز ناراحتی میکند. تصاویر شعری مانند گم شدن در باغ، غلتیدن مانند گوی و به دام افتادن مانند صید، نشاندهندهی احساس درماندگی و اسارت عاطفی شاعر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند اسارت عاطفی و دلشکستگی نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی برای درک مناسب دارد.
شماره ۳ - روزی نگهی افتاد، بر روی کسی ما را؛
روزی نگهی افتاد، بر روی کسی ما را
ز آن روز نشد مایل دل سوی کسی ما را ۱
گویند که: فردا شب باشد شب عید، اما
امشب به گمان افگند، ابروی کسی ما را ۲
دانی که چه می بینم از دیدن غیر آنجا
جز کوی خود ار بینی در کوی کسی ما را ۳
ترسم به زبان آید، بیخود گله ای از تو
در مجلس خود منشان، پهلوی کسی ما را ۴
تا باغ همی رفتم، هر روز به بوی گل
گم شد در باغ امروز، از بوی کسی ما را ۵
خوش آنکه از آن چوگان، بینند که در میدان
هر سو شده سر غلطان، چون گوی کسی ما را ۶
چون صید حرم بودم، آزاد ز هر قیدی
در دام کشید آذر گیسوی کسی ما را ۷
ز آن روز نشد مایل دل سوی کسی ما را ۱
گویند که: فردا شب باشد شب عید، اما
امشب به گمان افگند، ابروی کسی ما را ۲
دانی که چه می بینم از دیدن غیر آنجا
جز کوی خود ار بینی در کوی کسی ما را ۳
ترسم به زبان آید، بیخود گله ای از تو
در مجلس خود منشان، پهلوی کسی ما را ۴
تا باغ همی رفتم، هر روز به بوی گل
گم شد در باغ امروز، از بوی کسی ما را ۵
خوش آنکه از آن چوگان، بینند که در میدان
هر سو شده سر غلطان، چون گوی کسی ما را ۶
چون صید حرم بودم، آزاد ز هر قیدی
در دام کشید آذر گیسوی کسی ما را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - دور از تو جان سپردن، دشوار بود ما را
گوهر بعدی:شماره ۴ - کنم شبها ازین پس پاسبانی پاسبانش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.