هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق، رنجهای ناشی از آن و امید به بخشایش الهی سخن میگوید. او با اشاره به مفاهیمی مانند عشق، وفاداری، رنج و مرگ، احساسات خود را بیان میکند و از تضادهای عشق و دشمنی، بخشش و گناه صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۷ - مرا بکشتی و بازم دل از تو خرسند است
مرا بکشتی و بازم دل از تو خرسند است
مگر تحمل یاران ز یار تا چند است؟! ۱
به روز مرگ شنیدم که پیر کنعان گفت
که دوست دشمن جان است اگر چه فرزند است ۲
نیم ز لطف تو نومید، اگر خطایی رفت
گنه ز بنده و بخشایش از خداوند است! ۳
ز آسمان نکنم شکوه، گر ز کین کشدم
چرا که دشمنی او به دوست مانند است! ۴
گر از تو روز وفاتم نوید وصل نیافت
به مرگم این همه غیر از چه آرزومند است؟! ۵
ز درد بلبلی افغان که آشیان دارد
به گلشنی که گلشن را به خار پیوند است! ۶
اثر به ناله ی آذر به جز گرفتاری
مجو، که بلبل از آواز خویش در بند است ۷
مگر تحمل یاران ز یار تا چند است؟! ۱
به روز مرگ شنیدم که پیر کنعان گفت
که دوست دشمن جان است اگر چه فرزند است ۲
نیم ز لطف تو نومید، اگر خطایی رفت
گنه ز بنده و بخشایش از خداوند است! ۳
ز آسمان نکنم شکوه، گر ز کین کشدم
چرا که دشمنی او به دوست مانند است! ۴
گر از تو روز وفاتم نوید وصل نیافت
به مرگم این همه غیر از چه آرزومند است؟! ۵
ز درد بلبلی افغان که آشیان دارد
به گلشنی که گلشن را به خار پیوند است! ۶
اثر به ناله ی آذر به جز گرفتاری
مجو، که بلبل از آواز خویش در بند است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - از خنده چه آلوده شود لب به عتابت
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - از بس دل امشبم ز تو نامهربان پر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.