هوش مصنوعی:
این شعر از بیعدالتی و نبود دوست در زمان سختی میگوید. همچنین به خطرات عشق و صبر در برابر جور معشوق اشاره دارد. شاعر از زخمهای ناشناخته شکایت میکند و تنها تو را مقصر میداند. در پایان، به ناتوانی پیری و نبود جایگاه برای تجربههای گذشته اشاره میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و جور معشوق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۲ - کسی را چون به بیدادت شکی نیست
کسی را چون به بیدادت شکی نیست
هزارت دوست بود اکنون، یکی نیست ۱
بدشت عشق، صیادی است؛ کش دام
تهی هرگز ز صید زیرکی نیست ۲
کسی کش صبر بسیار است داند
که جور خوبرویان، اندکی نیست ۳
ندانم، از که خوردم زخم؛ اما
بترکش جز تو کس را ناوکی نیست ۴
بتن جایی ندارد آذر پیر
که بروی جای سنگ کودکی نیست ۵
هزارت دوست بود اکنون، یکی نیست ۱
بدشت عشق، صیادی است؛ کش دام
تهی هرگز ز صید زیرکی نیست ۲
کسی کش صبر بسیار است داند
که جور خوبرویان، اندکی نیست ۳
ندانم، از که خوردم زخم؛ اما
بترکش جز تو کس را ناوکی نیست ۴
بتن جایی ندارد آذر پیر
که بروی جای سنگ کودکی نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - این ترک تیغ بسته ی بازو گشاده کیست؟!
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - دردی دارم که گفتنی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.