هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که او را آزاد بگذارد و به ناامیدیهایش توجه کند. همچنین، به زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۱ - هم خنده خوش است و هم خرامت!
هم خنده خوش است و هم خرامت!
خود گوی که نالم از کدامت؟! ۱
از دام مکن مرا هم آزاد
ار مرغ دگر فتد به دامت ۲
یاد آر ز ناامیدی من
چون غیر دهد ز من پیامت ۳
گیرم کام خود از تو روزی
کآرم پی نعش خود دو گامت ۴
خرم نفسی که افتد آذر
در سایه ی سرو خوش خرامت ۵
خود گوی که نالم از کدامت؟! ۱
از دام مکن مرا هم آزاد
ار مرغ دگر فتد به دامت ۲
یاد آر ز ناامیدی من
چون غیر دهد ز من پیامت ۳
گیرم کام خود از تو روزی
کآرم پی نعش خود دو گامت ۴
خرم نفسی که افتد آذر
در سایه ی سرو خوش خرامت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - بر آستانه اش امشب خوشم که جانان گفت
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - هر مرغ که میپرد ز بامت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.