هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با وجود آگاهی از بیوفایی معشوق و رنجش از این وضع، همچنان به او عشق میورزد و حاضر است برایش جان بسپارد. حسادت، درد دوری، و تلاش برای حفظ دل معشوق از جمله مضامین اصلی این شعر است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاطفی پیچیده مانند عشق نافرجام، حسادت و رنج عشقی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها نامناسب باشد.
شماره ۴۵ - گیرم به عجز دامنت و جان سپارمت
گیرم به عجز دامنت و جان سپارمت
شاید که گامی از پی نعش خود آرمت ۱
گر کشته رشکم، امشب از آن کو نمیروم
کز دل نیایدم به رقیبان گذارمت ۲
هر حرف گفتمت، ز رقیبان شنفتم آه؛
نامحرمی و محرم خود میشمارمت! ۳
تیغم زنی و دم نزنم؛ آه چون کنم؟!
دانم که دشمن منی و دوست دارمت! ۴
آذر ز حیله یار به دل بردن آمده است
امشب به پاسبانی دل میگمارمت ۵
شاید که گامی از پی نعش خود آرمت ۱
گر کشته رشکم، امشب از آن کو نمیروم
کز دل نیایدم به رقیبان گذارمت ۲
هر حرف گفتمت، ز رقیبان شنفتم آه؛
نامحرمی و محرم خود میشمارمت! ۳
تیغم زنی و دم نزنم؛ آه چون کنم؟!
دانم که دشمن منی و دوست دارمت! ۴
آذر ز حیله یار به دل بردن آمده است
امشب به پاسبانی دل میگمارمت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - ز آن سویش ای نسیم صبا میفرستمت
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - حیات جاودان بخشد به عاشق لعل خندانت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.