هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق و فداکاری خود برای معشوق می‌گوید و از درد فراق و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند. او معشوق را به توجه و مهربانی دعوت می‌کند و از وفاداری خود سخن می‌گوید. همچنین، شاعر به رابطه‌ی انسان با خدا اشاره می‌کند و معشوق را به غفلت از خدا هشدار می‌دهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۴۸ - نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایت

نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایت
کنم فدای کسی جان، که کرده جان به فدایت ۱

برآ، برای خدا، همچو مه به بام و نظر کن؛
ببین چگونه مرا می‌کشند زار برایت؟! ۲

نشسته گرد ملالم به چهره بی‌تو و ترسم؛
گمان برند که رخ سوده‌ام به خاک سرایت! ۳

مکن حذر کسی، گر چه از غرور جوانی؛
تو غافلی ز خدا، من سپرده‌ام به خدایت ۴

دل است جای تو و بی‌دلان به دیر و حرم بین؛
تو در کجایی و جویند غافلان ز کجایت؟! ۵

خوشم که مردم از اهل وفا، جفای تو باور
نمی‌کنند، که از من شنیده‌اند وفایت ۶

دوای درد ز مردن تو را و من متحیر؛
که چیست درد تو آذر که مردن است دوایت؟! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۷ - کجا روم؟ که اگر باشدم ز دست (دوست) شکایت
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - من از غمت، زبانی، با خلق در شکایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.