هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و رنجش یار میگوید. او از بیتوجهی معشوق، رنجیده و از این که معشوق به دیگران نیز توجه دارد، متعجب است. شاعر با وجود درد و رنج، صبر و تحمل دارد و امیدوار است که روزی معشوق به او بازگردد. او از غیرت و حسادت خود میگوید و این که معشوق را در خلوت با دیگری دیده است. در نهایت، شاعر با دانستن این که رنجش معشوق از دیگران نیز هست، آرام میگیرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه، غیرت و رنجش در روابط، نیاز به درک و تجربهی عاطفی برای درک کامل معانی شعر.
شماره ۵۳ - دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد
دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد
ننالد زیر تیغت، صبر این مقدار هم دارد ۱
ز حرف دوستی افتادم از چشمش، عجب دارم
که این رنجش که از من غیر دارد، یار هم دارد! ۲
دل از آه طبیبم شاد شد، کش سوخت بر من دل؛
ندانستم که غیر از من دگر بیمار هم دارد ۳
برآمد گل، نخواهم شد ز باغ ای باغبان گیرم
درش بستی، نه آخر رخنهی دیوار هم دارد؟! ۴
بر آن در، غیر را یک بار دیدم، مُردم از غیرت
ندانستم نهان از من به خلوت یار هم دارد ۵
دلم را برد و آمد تیغ بر کف باز پنداری
که جز دل بردن آن بیرحم دیگر کار هم دارد ۶
ز من رنجید اگر نازک دلش آذر! ازو هرگز
نمیرنجم، چو دانم رنجش از اغیار هم دارد ۷
ننالد زیر تیغت، صبر این مقدار هم دارد ۱
ز حرف دوستی افتادم از چشمش، عجب دارم
که این رنجش که از من غیر دارد، یار هم دارد! ۲
دل از آه طبیبم شاد شد، کش سوخت بر من دل؛
ندانستم که غیر از من دگر بیمار هم دارد ۳
برآمد گل، نخواهم شد ز باغ ای باغبان گیرم
درش بستی، نه آخر رخنهی دیوار هم دارد؟! ۴
بر آن در، غیر را یک بار دیدم، مُردم از غیرت
ندانستم نهان از من به خلوت یار هم دارد ۵
دلم را برد و آمد تیغ بر کف باز پنداری
که جز دل بردن آن بیرحم دیگر کار هم دارد ۶
ز من رنجید اگر نازک دلش آذر! ازو هرگز
نمیرنجم، چو دانم رنجش از اغیار هم دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲ - گفتمش حرفی و امید که در گوشش باد
گوهر بعدی:شماره ۵۴ - عاشقم و عشق من زوال ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.