هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از عشق بیپاسخ و درد ناشی از آن سخن میگوید و از محال بودن وصال شکایت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'قتل عاشق' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۵۵ - پیش عذار تو، مه جمال ندارد
پیش عذار تو، مه جمال ندارد
پیش قدت، سرو اعتدال ندارد ۱
هست دو تابنده رخ، چو مهر و چو ماهت
مهر پی خط و مه جمال ندارد ۲
شرم ز قتلم مکن، که کشتن عاشق
هست گناهی، که انفعال ندارد ۳
در شکن دام او، ز بیم رهایی
رشک به مرغی برم، که بال ندارد ۴
درد چه گویی، بآنکه درد ندارد؟!
حال چه جویی، از آنکه حال ندارد؟! ۵
آه که تا تشنه ی کام عشق نمیرد
راه به سرچشمه ی وصال ندارد ۶
غیر تو آذر که در خیال وصالی
هیچ کس اندیشه ی محال ندارد! ۷
پیش قدت، سرو اعتدال ندارد ۱
هست دو تابنده رخ، چو مهر و چو ماهت
مهر پی خط و مه جمال ندارد ۲
شرم ز قتلم مکن، که کشتن عاشق
هست گناهی، که انفعال ندارد ۳
در شکن دام او، ز بیم رهایی
رشک به مرغی برم، که بال ندارد ۴
درد چه گویی، بآنکه درد ندارد؟!
حال چه جویی، از آنکه حال ندارد؟! ۵
آه که تا تشنه ی کام عشق نمیرد
راه به سرچشمه ی وصال ندارد ۶
غیر تو آذر که در خیال وصالی
هیچ کس اندیشه ی محال ندارد! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴ - عاشقم و عشق من زوال ندارد
گوهر بعدی:شماره ۵۶ - دلم، که شکوه ز بیداد دلبری دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.