هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد فراق و عشق نافرجام مینالد. او از رنجهای عاطفی، انتظار وصال، و تأثیرات روحی و روانی این جدایی سخن میگوید. همچنین، از ناسازگاری محیط و اطرافیان شکایت دارد و احساس غربت و تنهایی میکند. با این حال، امید به لطف یار و وصال در آینده همچنان در دلش زنده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق، درد فراق، و مفاهیم شاعرانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند «کشتن» و «رنج عشق» ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۹ - یار بهر خاطر اغیار زارم میکشد
یار بهر خاطر اغیار زارم میکشد
من باین خوش میکنم خاطر، که یارم میکشد ۱
وعده ی وصلم بمحشر میدهد، در زیر تیغ؛
میکشد، اما ز لطف امیدوارم میکشد ۲
در قفس داغ فراق گل، جگر میسوزدم
در چمن غوغای زاغ و نیش خارم میکشد ۳
در وطن، ناسازی از اغیار، خونم میخورد؛
در غریبی، یاد یاران دیارم میکشد ۴
تا نگویند از برای خاطر غیر است، کاش
وقت کشتن گوید از بهر چکارم میکشد ۵
بی گل روی تو، گریان چون روم سوی چمن؛
خنده ی گل، گریه ی ابر بهارم میکشد ۶
آنکه گر خواهد، تواند کشتنم از یک نگاه
چیست یا رب جرم من، کز انتظارم میکشد؟! ۷
گر کشم می، آتشم بر جان زند روز فراق
ور ننوشم یک دو جام آذر، خمارم میکشد! ۸
من باین خوش میکنم خاطر، که یارم میکشد ۱
وعده ی وصلم بمحشر میدهد، در زیر تیغ؛
میکشد، اما ز لطف امیدوارم میکشد ۲
در قفس داغ فراق گل، جگر میسوزدم
در چمن غوغای زاغ و نیش خارم میکشد ۳
در وطن، ناسازی از اغیار، خونم میخورد؛
در غریبی، یاد یاران دیارم میکشد ۴
تا نگویند از برای خاطر غیر است، کاش
وقت کشتن گوید از بهر چکارم میکشد ۵
بی گل روی تو، گریان چون روم سوی چمن؛
خنده ی گل، گریه ی ابر بهارم میکشد ۶
آنکه گر خواهد، تواند کشتنم از یک نگاه
چیست یا رب جرم من، کز انتظارم میکشد؟! ۷
گر کشم می، آتشم بر جان زند روز فراق
ور ننوشم یک دو جام آذر، خمارم میکشد! ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - آمد شب و، وقت یا رب آمد!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.