هوش مصنوعی:
شاعر از احساسات عمیق خود مانند عشق، شرم، و رنجش سخن میگوید. او از شبهای طولانی و میکدهها یاد میکند و آرزو میکند که از بارهای روحی رها شود. همچنین، به رازهای محبت اشاره میکند که از قلبش فاش شدهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به میکده و نوشیدن شراب ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۷۲ - گفتا که: بسینه ز منت کینه نماند؟!
گفتا که: بسینه ز منت کینه نماند؟!
گفتم که: نه، این سینه بآن سینه نماند! ۱
بیش از همه شب، در شب آدینه کشم می؛
در میکده می تا شب آدینه نماند! ۲
آیا بچه رو می نگری سوی من آن روز
کز خجلت خط، در کفت آیینه نماند؟! ۳
کی جان برم از میکده، گر رخت برم؟ کاش
من مانم و این خرقه ی پشمینه نماند! ۴
جز راز محبت، که شد آذر ز دلم فاش
کس گنج ندیده است بگنجینه نماند! ۵
گفتم که: نه، این سینه بآن سینه نماند! ۱
بیش از همه شب، در شب آدینه کشم می؛
در میکده می تا شب آدینه نماند! ۲
آیا بچه رو می نگری سوی من آن روز
کز خجلت خط، در کفت آیینه نماند؟! ۳
کی جان برم از میکده، گر رخت برم؟ کاش
من مانم و این خرقه ی پشمینه نماند! ۴
جز راز محبت، که شد آذر ز دلم فاش
کس گنج ندیده است بگنجینه نماند! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - از سینه دل رمید و بزلف تو رام ماند
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - شبی که غیر در آن آستان نمیماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.