هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس ناامیدی، بیپناهی و جابجایی مداوم سخن میگوید. او از بیثباتی زندگی، وعدههای دروغین و دوری از معشوق شکایت دارد. تصاویری مانند ریختن خون، سایههای گذرا و آهوی مشکین به احساس غم و بیقراری او عمق میبخشند. در نهایت، تنها امیدش به یار است و هیچ تمنایی جز معشوق ندارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی تصاویر مانند «وعدهی قتل» یا «ریختن خون» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۰۵ - بسته یی پای من و گویی: برو جای دگر
بسته یی پای من و گویی: برو جای دگر
رفتمی جای دگر، گر بودمی پای دگر ۱
ریختی خونم تماشا را و روز بازخواست
این تماشا را بود از پی، تماشای دگر ۲
سایه ی خود وامگیر ای سرو قد از من، مباد
بر سر افتد سایه ام از سرو بالای دگر ۳
وعده ی قتل به فردا داد و من بس ناتوان
ترسم آن روز افتد این فردا به فردای دگر ۴
گر برد بخت از پی مشکم سوی صحرای چین
آهوی مشکین رود ز آنجا به صحرای دگر ۵
هیچ مرغی را نباشد ناله بی تأثیر، لیک
بوستان جای دگر دارد، قفس جای دگر! ۶
غیر یار آذر امیدی نیست از عالم مرا
نیست جز معشوق عاشق را تمنای دگر ۷
رفتمی جای دگر، گر بودمی پای دگر ۱
ریختی خونم تماشا را و روز بازخواست
این تماشا را بود از پی، تماشای دگر ۲
سایه ی خود وامگیر ای سرو قد از من، مباد
بر سر افتد سایه ام از سرو بالای دگر ۳
وعده ی قتل به فردا داد و من بس ناتوان
ترسم آن روز افتد این فردا به فردای دگر ۴
گر برد بخت از پی مشکم سوی صحرای چین
آهوی مشکین رود ز آنجا به صحرای دگر ۵
هیچ مرغی را نباشد ناله بی تأثیر، لیک
بوستان جای دگر دارد، قفس جای دگر! ۶
غیر یار آذر امیدی نیست از عالم مرا
نیست جز معشوق عاشق را تمنای دگر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - ایزد سرشته هر دل از آب و گل دگر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - میرمد صیاد، از نالیدن ما در قفس؛
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.