هوش مصنوعی: شاعر از ساربان می‌خواهد آهسته برود تا اسیران و رهگذران بتوانند به مقصد برسند. او از درد فراق و عشق می‌گوید و توصیف می‌کند که چگونه طبیعت نیز از دوری معشوق رنج می‌برد. در پایان، از ستمگر می‌خواهد که اگر قصد گرفتن جان و دل را دارد، این کار را به سرعت انجام دهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای سنین پایین دشوار می‌کند.

شماره ۱۱۶ - ای ساربان خدا را، آهسته رو بمنزل

ای ساربان خدا را، آهسته رو بمنزل
کز هر طرف اسیری مانه است پای در گل ۱

جمعی ز وصل سوزند، خلقی ز هجر میزند؛
ای وای اگر زمانی، بیرون روی ز محفل ۲

با آن لب شکر ریز، با آن نهال نوخیز؛
تا رفته ای ز گلشن، ای نازنین شمایل ۳

هر غنچه ز اشتیاقت، چشمی است مانده در ره
هر سرو از فراقت، پایی است رفته در گل ۴

خواهد گر آن ستمگر، جان و دلی ز آذر
هم دست شوید از جان هم چشم پوشد از دل! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - مشکل که برم من جان، آسان چو تو بردی دل؛
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - بی تو چو می در قدح ریزم و شکر بجام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.